۶تیر به‎روایت‎تاریخ؛ قتل قائم‎مقام‎فراهانی/سوء قصدبه‎جان آیت‎الله‎خامنه‎ای

اصلاحات | روزی كه ایرانیان دوباره بر سراسر ایران حاكم شدند...
• افتادن بخارا، سمرقند و تاشکند به دست چینیان (۷۵۲ م)
پس از سقوط ساسانیان و فروپاشی امپراتوری ایران، منطقه فرارود (خراسان بزرگتر) بیش از مناطق دیگر ایرانزمین دچار خلاء قدرت شده بود. «فرارود» آخرین منطقه‌ای بود که یزدگرد سوم (آخرین شاه ساسانی) جهت ایستادگی در برابر عرب به آنجا رفته بود. پس از ترور او در مرو، پادگان‌های ایرانی در مرزهای شمال شرقی میهن هم (که در منطقه فرارود به «مرزبان» موسوم بودند و بزرگترین پاسگاه آنها در «خجند» استقرارداشت) منحل شدند.
با انحلال پاسگاه‌های مرزبانی ایران در مسیر سیردریا، در ژوئن سال ۷۵۲ میلادی چند واحد نظامی چین از سیردریا (رود سیحون) گذشتند و بدون برخورد با مقاومت وارد منطقه فرارود شدند. نیروهای چین که از دره رود “تاریم” به منطقه فرارود وارد شده بودند تا بخارا، سمرقند، تاشكند و بخارا پیش آمده و بر آن سه شهر مستولی شده بودند. این نیروها که با مقاومت پراکنده مردم محل رو به رو بودند پس از اطلاع از نزدیک شدن یک سپاه عرب به فرارود، منطقه را بدون جنگ ترک کردند.
اقوام تورکیک (غزها و …) که به صورت مسالمت آمیز (به نام چرانیدن گوسفندانشان) به «فرارود» مهاجرت کرده بودند باقی ماندند که غزنویان و سلجوقیان از آن جمله اند. پس از عقب نشینی چینیان از فرارود، دیری نپایید كه قرقیزها سرزمین ایغورها را كه اینك در قلمرو چین است تصرف كردند و سال‌های سال بر آن مسلط بودند. در دوران هخامنشیان و تا پایان عصر ساسانیان، به ندرت دیده شده بود که عناصر چینی پای فراتر از دره رود “تاریم” گذارده بودند. این سلسله‌ها در آلوده نشدن فرهنگ و تمدن ایرانی تعصب شدید می‌ورزیدند.

• روزی كه ایرانیان دوباره بر سراسر ایران حاكم شدند. (۹۶۷ م)
ایالت كرمان ۲۷ ژوئن سال ۹۶۷ میلادی (ششم تیرماه) به متصرفات فناخسرو دیلمی پیوست. در آن زمان ایالت كرمان كه جنوب آن را خلیج فارس و دریای عمان تشكیل می داد به مراتب وسیع‌تر از امروز بود. با پیوستن كرمان به قلمرو عضدالدوله، سراسر ایران دارای حكومت‌های ایرانی شد كه سامانیان و آل بویه سهم بیشتری داشتند. قلمرو عضدالدوله پس از پیوستن كرمان، شامل سراسر جنوب و مركز ایران بود.
فناخسرو معروف به عضدالدوله پسر ركن الدوله در اصفهان به دنیا آمده بود. پدر و دو عموی او از دیلمان (شمال ایران) برخاسته بودند كه به همراه «ماكان كاكی» و مرد آویز پرچم استقلال ایران و جدا ساختن آن را از قلمرو خلفای عباسی برافراشته بودند و موفق به این كار مهم شدند. بغداد به تصرف علی بویه (عماد الدوله) درآمد و از آن زمان، خلفای عباسی تحت نفوذ و اقتدار ایرانیان قرار داشتند.
از زمان دیلمیان بود كه مذهب شیعه (اثنی عشری) به صورت ستون اصلی ناسیونالیسم ایرانی درآمد. به عبارت دیگر، ناسیونالیسم ایرانی باعث تقویت مذهب شیعه شد. هدف بوئیان دیلمی این بود که ایران را کاملا از عربان دور سازند و ایرانیان راضی به جنگ با عربان شوند که عمدتا غیر شیعه بودند، زیرا که جنگ مسلمان با مسلمان نهی شده است. بوئیان خود را از فرزندان بهرام گور و ساسانیان می‌دانستند كه در زمان ساسانیان نیز آیین زرتشت ستون اصلی ناسیونالیسم ایرانی بود و امپراتوری ایران قرن‌ها به صورت یكی از دو ابرقدرت جهان عمل می‌كرد. علی بویه پس از تصرف بغداد خلیفه وقت عباسی را وادار کرده بود که روز عاشورا با پای برهنه در خیابان‌های بغداد راه برود و در ماتم امام حسین ابن علی (ع) سینه بزند.

 
• قتل “قائم مقام فراهانی” از رجال نامدار دوره قاجار و صدر اعظم محمدشاه قاجار (۱۲۱۴ ش)
محمدشاه قاجار چون به پادشاهی رسید، وزارت خود را به پیشكارشمیرزاابوالقاسم فراهانی داد. او وزیری با تدبیر و با نفوذ بود. اما چون محمدشاه مردِ ضعیف‌‏النفسی بود در اداره امور مملكت به رأی او كمتر توجه داشت. وی در مقام صدارت اعظمی، شاهزادگان خودسر قاجار را با خشونت و قساوت رام ساخت. قائم مقام با همه هوش و كفایت، كاردانی، قدرت بر تقریر و تحریر، درایت در امور اجتماعی و سیاسی و احاطه عجیب بر ادب فارسی و عربی، مردی خودپسند و مغرور بود كه در پیشبرد مقاصد خود از كشتن و كور كردن مخالفان و دروغ و نیرنگ خودداری نمی‏‌كرد و در این راه، دوست و دشمن نمی‌‏شناخت. این هیبت و صلابت و قدرت و برّندگی كه خواه ناخواه با سنگدلی و حق‌‏ناشناسی و استبداد رأی و بلندپروازی و خودپسندی و دریدگی همراه بود موجب شد قائم مقام در بین طبقات مردم، محبوبیتی در خور نداشته بلكه همواره مورد حسد و بغض درباریان و بدگمانی شاه قاجار باشد. حسودان و دشمنان قائم مقام، سرانجام محمدشاه را به اعدام او موافق كردند و با كمك حاج میرزا آقاسی فرمان قتل قائم مقام را از شاه گرفتند. او را در شب آخر صفر ۱۲۵۱ مری برابر با ششم تیرماه ۱۲۱۴شمسی با دستمالی خفه كرده و جسدش را در حرم شاه عبدالعظیم دفن نمودند. قائم ‏مقام فراهانی علاوه بر مقام سیاسی، دارای تبحّر علمی در بسیاری از فنون، مخصوصاً علوم و فنون ادبی و ساده‌‏نویسی بود و سبكی جدید در نثر فارسی به وجود آورد. از آثار مشهور این سیاست‏‎مدار و نویسنده ایرانی می‎‏توان به كتاب‏‌های منشات، جلایر نامه و دیوان اشعار او، اشاره كرد.
 
• قیام مردم تبریز به رهبری ستارخان و باقرخان علیه استبداد محمدعلی شاه قاجار (۱۲۸۷ ش)
بی‌‏اعتنایی محمدعلی شاه قاجار به مشروطیت و مخالفت با مشروطه‌‏خواهان و سركوبی آنان و نیز به توپ بستن مجلس شورای ملی، مردم ایران را به شورش واداشت و در این راه، مردم تبریز از دیگران پیشی گرفتند. در این میان دو تن از رادمردان تبریز به نام‌‏های ستارخان (سردار ملی) و باقرخان (سالار ملی) به جمع مردم پیوستند و به رهبری قیام مردمی پرداختند. این دو با همراهی مردم، در مقابل قشون عظیم محمدعلی شاه قاجار به مدت یازده ماه مقاومت كرده و از ورود نیروهای دولتی به شهر ممانعت می‏‌نمودند. در اواخر، چون كار اهالی تبریز به خاطر محاصره و نرسیدن آذوقه سخت شده بود، پس از مذاكره با نمایندگان روس و انگلیس و تصویب آن دو دولت، قرار بر این شد كه عده‏‌ای از نیروهای روس وارد تبریز شوند. با ورود نیروهای روسیه به تبریز، محاصره این شهر پایان یافت و قشون غارتگر محمدعلی شاه از اطراف تبریز متفرق شدند. در عین حال، چون به دلیل حضور قوای روس در تبریز، موقعیت خطرناكی برای ستارخان و باقرخان ایجاد شده بود، این دو به همراه تعداد دیگری از آزادی خواهان به سفارت عثمانی در تبریز پناهنده شدند.
 
• سوء قصد به جان آیت‎اللَّه “خامنه‎ای” امام جمعه تهران در مسجد ابوذر (۱۳۶۰ ش)
بعد از تشكیل نظام جمهوری اسلامی در ایران، توطئه‏‎های استكبار جهانی علیه حكومت نوپای اسلامی فزونی گرفت و باتجهیز و تقویت گروهك‏‎ها و جریانات ضد انقلاب، درصدد نابودی نظام اسلامی برآمد. در همین راستا، عوامل ضد انقلاب كه تا چندی قبل، با حیله و تزویر، خود را انقلابی معرفی می‏‎كردند، نقاب از چهره برداشتند و با سوء استفاده از موقعیت به وجود آمده، به سلب آسایش و امنیت مردم مشغول شدند. یكی از این گروه‏‎ها، سازمان منافقین خلق (مجاهدین خلق) بود كه با ترور شخصیت‏‎های اسلامی و انقلابی، سعی داشت به اهداف پلید و شومِ خود دست یابد. مقام معظم رهبری كه در آن وقت، نماینده امام خمینی(ره) در شورای عالی دفاع و نیز امام جمعه تهران بودند، با روشنگری‏‎های خویش، مردم را نسبت به ماهیت پلید این گروهك‏‎ها آشنا و نظرات آنان را در سخنرانی‏‎ا مطرح می‏ساختند. همین امر، موجب گردید كه گروهك منافقین، از میان بردنِ معظمٌ له را در برنامه كار خود قرار دهد. در نهایت در ششم تیرماه ۱۳۶۰، حضرت آیت‏‎اللَّه خامنه‏‎ای كه به منظور ایراد سخنرانی در مسجد ابوذر واقع در میدان ابوذر در شرق تهران حضور داشتند، در حین پاسخگویی به پرسش‏‎های حاضرین، بر اثر انفجار بمبی كه توسط منافقین در یك دستگاه ضبط صوت كار گذاشته شده بود، از ناحیه كتف، گردن و دست به شدت زخمی شدند و به بیمارستان منتقل گردیدند. اما ایشان به طور معجزه‎‏آسایی زنده ماندند و این از الطاف الهی بود كه این گنجینه گرانمایه و عزیز برای رهبری امت اسلام بعد از حضرت امام، حفظ شود تا سكاندار شایسته و لایقی جهت هدایت كشتی انقلاب اسلامی در اقیانوس متلاطم تحولات جهانی باشند. كینه‏‌توزی‏‎های منافقین همچنان ادامه یافت و فردای آن روز با منفجر كردن دفتر مركزی حزب جمهوری اسلامی، جنایتی دیگر را ورق زدند.
 
• تصویب متمم قانون اساسی و تاییدِ آن توسط محمدعلی شاه قاجار(۱۳۲۵ق)
چون ۵۱ فصلی كه به‌نام قانون اساسی در دوران مظفرالدین‌شاه تنظیم شد، وافی به مقصود نبود و در این قانون از وظایف مردم نسبت به دولت و بالعكس سخنی نرفته بود، بنابراین برای نوشتن متمم قانون اساسی، كمیسیونی تشكیل گردید و آن ‏قانون در ۱۰۷ اصل تنظیم شد و برای امضا تقدیممحمدعلی‌شاه قاجار گردید. محمدعلی‏ شاه قاجار از همان آغاز كار، مصمم به برانداختن مشروطیت بود، اما بهانه‏‌‎ای در دست نداشت. اما در جریان سوءقصدی كه به وی شد، بهانه‏ لازم را به‌دست آورد و آن را به گردن آزادی‏‌خواهان انداخت، تا این‏كه سرانجام پس از ماه‏‎ها كشمكش میان مجلس و دربار و عدم دست‏رسی به نتیجه‏ مطلوب، در روز سه‏‎شنبه دوم تیرماه ۱۲۸۷شمسی برابر با ۲۳ جمادی‏‌اول ۱۳۲۶قمری، هنوز آفتاب طلوع نكرده بود كه قشون محمدعلی‏ شاه به سوی مجلس روان شدند و راه‌‏هایی را كه به مجلس منتهی می‏‌شد، بستند. مجاهدان كه در میدان بهارستان بودند در سنگرهای خود به حال آماده‎‏باش درآمدند. چون خبر به گوش حضرات آیات بهبهانی و طباطبایی، از رهبران روحانی مشروطه رسید، با بی‏‌پروایی و دلیری از خانه بیرون آمدند و خود را به مجلس رسانیدند تا شاید از وقوع حادثه جلوگیری نمایند. ناگهان مجلس شورای ملی كه هنوز مدت زیادی از بدو تشكیل آن نمی‏‎گذشت به دستور محمدعلی‏ شاه مستبد و توسط كلنل لیاخوف، افسر روسی به توپ بسته شد. در پی این حمله، نعش خونین آزادی‏‏‎خواهان، صحن بهارستان را پر كرد و صدای ناله و فریاد از هر سو به گوش می‏‎رسید. مجاهدان نیز مردانه، تفنگ در دست گرفته و از خود و مجلس دفاع می‏‎كردند. جنگ در حدود چهار ساعت به طول انجامید و سرانجام به نفع شاه پایان یافت. در این ماجرا، محمدعلی‏ شاه كه مورد حمایت دولت روس بود به اعدام و تبعید و زندانی كردن نمایندگان مجلس پرداخت. شاه دستور داد كه آقا سیدعبدالله بهبهانی را به كرمانشاه تبعید كرده، آیت‎‏الله سیدمحمد طباطبایی را در شمیران خانه‏‎نشین نمایند. عده‎‏ای از آزادی‏‎خواهان را، زنجیر به گردن انداخته و كشان‏كشان به باغشاه بردند. از میان این جمع، تنها ملك‏‎المتكلمین و میرزاجهانگیرخان صوراسرافیل از مشروطه‏‎طلبان مشهور و مخالف استبداد قاجاری را به حضور شاه آوردند. وی پس از این‏كه مدتی به آن دو دشنام داد، دستور قتل هر دوی آن‏ها را صادر كرد. یك روز پس از به توپ بستن مجلس، محمدعلی‏ شاه قاجار برای ایجاد رعب در میان مردم و تعطیلی اجتماعات و انجمن‏‎های ملی، حكومت نظامی را در تهران اعلام كرد. براساس این فرمان، لیاخوف روسی فرمانده‏ی نیروهای قزاق مأمور شد تا با استفاده از نیروهای گارد قزاق، افراد مسلح را در شهر بازداشت كنند.
طی این فرمان، تجمع مردم در شهر ممنوع گردید و به مأموران دستور داده شد تا با شلیك گلوله مانع از اجتماع افراد شوند. هم‌چنین برای جلوگیری از تحصن مردم در سفارت‏خانه‏‌ها یا حرم حضرت عبدالعظیم در ری، عفو عمومی اعلان نمودند. هدف از این كار، فریفتن مشروطه‏‎خواهان متواری بود، چنان‏كه بدین‏‌وسیله، عده‏ بسیاری دستگیر شدند. در این واقعه بیش از سی‏صد تن از مجاهدان، آزادی‏‎خواهان و مشروطه‏‎طلبان كشته و پانصد تن دیگر زخمی و تعداد زیادی بازداشت شدند. هم‏چنین انجمن‏‌ها تعطیل، روزنامه‏‎ها توقیف و مشروطیت دوساله‏ ایران به پایان رسید. بدین‏ترتیب مجلس، منحل شد و دوره‏ استبداد صغیر آغاز گشت. با آغاز استبداد جدید – كه به‏‎دلیل عمر كوتاه آن، استبداد صغیر نامیده می‏‌شود – بسیاری از روشن‏فكران غرب‏گرا، صحنه‏ مبارازت را رها نموده و یك‏بار دیگر جنبش مردم ایران با الهام گرفتن از روح مذهب و رهبری روحانیت، در اندك مدتی به اوج خود رسید. در این حال، مردم، در تهران و شهرستان‏‌ها، دست به دفاع مسلحانه زده و در نهایت توانستند با محاصره‏ پایتخت، آن را به تصرف خویش درآورند. انگیزه و محرك اصلی مردم در این قیام، دستورالعمل‏‌هایی بود كه از طرف علمای بزرگ، به‏‌ویژه از نجف اشرف به‌دست مردم می‏‌رسید. این بیانیه‏‌ها و روشن‏گری‏‌ها بود كه بر مبنای وظیفه‏ شرعی، مردم را در سراسر ایران، به مقاومت در برابر استبداد برانگیخت و علی‏‌رغم حكومت نظامی، به دفاع مسلحانه واداشت تا این‏كه سرانجام، استبداد برای بار دوم سقوط كرد. در این میان، با برافراشته شدن دو پرچم روس و انگلیس بر سردر عمارت سفارت روسیه كه شاه فراری مستبد را پناه داده بود، برای چندمین‏‌بار ماهیت سیاست‏‌های هماهنگ و مداخله‏‌جویانه‏ روس و انگلیس روشن گردید. دوران استبداد صغیر، یك سال و ۲۲ روز به طول انجامید و سرانجام با خلع محمدعلی‏ شاه و آغاز انتخابات دوره‏ دوم مجلس شورای ملی پایان یافت.
 
• ورود نیروی ارتش سرخ شوروی به بندرانزلی (۱۳۳۳ ق)
نیروی ارتش سرخ شوروی در ۲۹ شعبان سال ۱۳۳۸ قمری با شلیك چند گلوله‏‎ی توپ در بندر انزلی پیاده شدند؛ در حالی كه انگلیسی‏‎ها در غازیان استحكامات داشتند و به اعتقاد محافل نظامی، اگر مقابله می‏‎كردند می‏‎توانستند مانع ورود شوروی شوند. منظور انگلیس، كشاندن نیروی ارتش سرخ به داخل كشور و به دنبال آن برپا كردن هیاهو و رعب و وحشت بود تا مردم ایران قرارداد ۱۹۱۹ را بپذیرند. نیروی ارتش سرخ پانصد پیاده و دویست سواره بود و با جمعی كه تدریجاً اضافه شدند به دو هزار نفر می‏‎رسیدند.
 
 
 

رویدادها

• شاه از فنلاند به رومانی رفت. (۱۳۴۹ ش)
• هویدا اعلام کرد اگر مسئله پس گرفتن جزایر با مسالمت حل نشود با قدرت نظامی پس خواهیم گرفت. (۱۳۵۰ ش)
• وزیر بهداری مصر در رأس هیئتی وارد تهران شد. (۱۳۵۰ ش)
• زد و خورد شدیدی بین مأموران ژاندارمری و هفت تن از عمال عراقی در مرز ایران و عراق روی داد. (۱۳۵۱ ش)
• گرمای تهران از مرز ۴۰ درجه گذشت. (۱۳۵۲ ش)
• امتحانات عمومی دانشگاه‎ها و مدارس عالی در سطح کشور با شرکت ۱۹۰ هزار داوطلب انجام گرفت. (۱۳۵۴ ش)
 

مرگ ها

  • ۱۳۹۱ – علی کسمایی، مدیر دوبلاژ، دوبلر، کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس و روزنامه‌نگار ایرانی (زاده ۱۲۹۴)
  • ۱۳۱۳ – اصغر قاتل، قاتل زنجیره‌ای، اعدام شد (زاده ۱۲۷۲)
 
 
 
 
  • نمی پسندم  (0)
  • نظری ندارم  (0)
  • می پسندم (0)
Share
لینک کوتاه: http://reforms.ir/fa/news/3568
کلیدواژه ها: