اصلاح طلبان و دیوار ترک خورده اعتماد مردم

اصلاحات | کارکرد سیاسی اصلاح طلبان در چهار سال اخیر چه روندی را نشان می‌دهد؟

JamNewsImage17434943یادداشت دریافتی | اتفاقات مهم دوره مورد بحث دو انتخابات ریاست جمهوری، شورای شهر و انتخاب شهردار تهران و مجلس فعلی بودند که اصلاح طلبان در آنها یک طرف مهم قضیه بودند. انتخابات ریاست جمهوری را که بعد از یک دوره رایزنی و کوچک و بزرگ کردن و تصمیم به قول خودشان عقلایی، به جایی بردند که دکتر عارف به نفع حسن روحانی کنار رفت. این اتفاق البته گفته شد یک تصمیم جمعی بود که اصلاح طلبان در آن روز به اصطلاح  با خرد ورزی و حرف نهایی سید محمد خاتمی پس از یک دوره تبلیغ و پوشش خوب رسانه‌ای گرفتند. به هرنحو دکتر عارف طی بیانیه ای که بوی یک جور اجبار و نارضایی را میداد با یادآوری همین موارد کناره گیری خویش را اعلام کرد و اصلاح طلبان از مردم خواستند که به روحانی رأی بدهند.

معمولا عقل میگوید که وقتی جمعی به نتیجه ای میرسند و تصمیمی میگیرند لابد پیرامون آن بحث و قول و قرارهایی داشتند. مردمی که رأی دادند هم همین تصور را داشتند. یعنی یک هوادار اصلاح طلبان با این فکر که آنها لابد با روحانی به توافقاتی رسیدند که منافع و سهمی داشته باشند به ایشان رأی داد. اما از فردای پیروزی روحانی، معلوم شد که انگار هیچ قول و قراری در بین نبود. هرچه جلوتر رفت، یک هوادار اصلاح طلبان بیشتر به این نتیجه رسید که قول و قراری در کار نبود و روحانی ربطی به اصلاح طلبان ندارد. بنا بر این برای خیلی ها که با اعتماد به اصلاح طلبان به روحانی رأی دادند این سوال پیش آمد که هدف اصلاح طلبان از این کار چه بود. یعنی ضرورت هزینه کردن همه اعتبار برای کسی که نهایتا هیچ ربطی به تو ندارد چه بود؟ خود اصلاح طلبان هم جسته گریخته گفتند که ما خواسته قبلی از روحانی نداشتیم و نداریم. بلی، بزرگان اصلاح طلب می توانستند به هردلیل شخصی یا جمعی این تصمیم را گرفته باشند اما لاقل باید قبلا به هواداران می گفتند ما بدون خواسته و قول و قراری و تنها بر اساس دلایل خودمان که غیر قابل گفتن هم هستند این کار را می کنیم. این کارکرد اصلاح طلبان باعث شد تا روحانی که نه پیشرو یک جنبش اجتماعی – فکری است و نه صاحب یک حزب، با پیش گرفتن یک سیاست بینابین روندی منفعل و غیرکارآمد را برای دولتش پیش ببرد. نتیجه آن شد که مدیران بدنه دولت یا همان افراد دولت سابق هستند یا پیشینیان و بعضا بازنشستگان نسلهای اول انقلاب. این روند برای کسانی که در این بدنه هستند و به روحانی رأی دادند و منتظر تغییر چهره دولت بودند آزاردهنده است. کم نیستند از این دست که الان احساس نمی کنند چیزی نسبت به دولت قبل تغییر کرده و از اینکه دولت روحانی حتی زحمت نکشید به روی نیروی انسانی دستچین تیم احمدی نژاد بیاورد ناراحت هستند و باعث و بانی آن را کسانی می دانند که چشم بسته مردم را به این سمت هدایت کردند. اینکه الان در بدنه دولت افراد هوادار اصلاح طلب هم وجود دارد که البته اگر از آنها بپرسی خود را میانه رو حامی دولت معرفی می کنند، دلیل قدردانی روحانی از اصلاح طلبان نیست. دلیل این امر فقط همان نداشتن تشکل و اندیشه مستقل است و سیاستی که گفتیم روحانی در پیش گرفت یعنی یک رویه بینابینی. و اتفاقا دولت در استفاده از افراد هوادار اصلاح طلبان در هر سطح، از کسانی استفاده کرد که حداکثر می توانند بگوید ما میانه رو حامی دولتیم و حتی وقتی نیاز باشد براعت از گذشته هم بکنند.

پرداختن به چون و چرای موضوع خود نیاز به تحلیلی جداگانه دارد که در حد این مقال نیست ولی احتمالا آنچه اصلاح طلبان را بدین کار واداشت این بود که فکر کردند در شرایط فعلی حفظ همین حیات سیاسی حداقلی مهمترین چیز است و حاضر شدند با استفاده از مردم به آن برسند.

پیش آمد دیگری که اتفاقا همزمان با انتخابات ریاست جمهوری رخ داد، انتخابات شورای شهر بود که  نشان داد اصلاح طلبان آنجا هم این شیوه به نام خود و به کام دیگران را خوب اجرا کردند. یکی دو نفر از کسانی که از لیست آنها رأی آوردند، در اولین تصمیم گیری سیاسی یعنی انتخاب شهردار تهران به شخص مورد نظر اصلاح طلبان رأی ندادند و این کار آنها باعث پیروزی رقیب شد. اما آیا اصلاح طلبان از این پیش آمدها عبرت آموختند؟

روند حوادث نشان می دهد که اصلاح طلبان ترجیح میدهند به هر قیمت لیستی داشته باشند حالا نتیجه مهم نیست. این موضوع در انتخابات فعلی مجلس رخ نمود. اصلاح طلبان بر خلاف اصول حزبی از بقایای آنچه از رد صلاحیت ها در امان مانده بود، لیستی تقریبا پرنفر تشکیل دادند. لیستی که اغلب ناشناخته بودند و وقتی به داشته های علمی، اجتماعی و سیاسی خیلی از آنها نگاه می کردی وزنی برای انتخاب نداشتند. باز هم مردم برای فرار از وضعیت موجود رأی دادند و لیست اصلاح طلبان با سرلیستی دکتر عارف خوب رأی آورد و رأی دهندگان منتظر حضور پررنگ آنها در مجلس بودند. اما باز هم خیلی زود معلوم شد که بسیاری از افراد لیست اصلاح طلبان فقط اسم بودند روی کاغذ و در عمل با رقیب هستند. نتیجه آن، شکست عارف در تلاش برای ریاست مجلس و چرخیدن در بر همان پاشنه سابق بود. در اینجا هدف بررسی سیر حوادث نیست، همه اینها نمونه هایی هستند از آنچه نشان می دهد اصلاح طلبان دانسته یا نادانسته دارند دیوار اعتماد هوادارانشان را خراب می کنند و آب به آسیاب رقیب می‌ریزند. در فاصله سه سال این سومین مورد است که اصلاح طلبان با انتخاب نابجای افراد در لیست هایشان باعث شدند مردم به کسانی رأی بدهند که در حالت عادی نه تنها انتخابشان نبودند بلکه در مقابلشان بودند و اصولا مردم برای نه گفتن به چنین افرادی می‌آیند به لیست اصلاح طلبان رأی می دهند غافل از اینکه لیست اصلاح طلبان نصف و نیمه همان افراد هستند. اصلاح طلبان باید قدر این اعتماد را بدانند چرا که تکرار این روند در واقع توهین به شعور مردمی است که اتفاقا آگاهانه هم رأی می دهند. گاهی نبودن از به هر قیمت بودن بهتر است. داشتن لیستی به هر قیمت کاملا بر خلاف اصول حزب و سیاست است. نباید این تصور در جامعه پیش بیاید که کارکرد آگاهانه اصلاح طلبان فقط داغ کردن تنور انتخابات برای انباشتن صندوق رأی و خوش رقصی برای نظام و داشتن جایگاهی است و هیچ تفاوتی با طرف مقابل ندارند (همه سر و ته یه کرباسند) ولی متأسفانه الان این تصور بارور شده و این در رقابت بعدی که انتخاب رئیس جمهور است رخ خواهد نمود. هرچند تحلیل سیاسی جامعه ای مثل ایران برای یک سال دورتر کاری چندان اصولی به نظر نمی رسد ولی با این وجود بعید است چنانچه اصلاح طلبان باز هم پشت سر روحانی جمع شوند مردم ارزشی برای انتخاب آنها قائل گردند. البته این درصورتی است که کارکرد دولت این یک سال نیز بر مقیاس سه سال گذشته اش باشد و سعی نکند این انفعال سه ساله را با تحرکی مضاعف و مثبت و بخصوص تغییرات ریز و درشت در بدنه دولت جبران کند. اگر بر همین مقیاس باشد، هر چهره اصول گرای غیرجنجالی می توانند رأی حداکثر شرکت کنندگان یک انتخابات کمرنگ را از آن خود کنند. اصلاح طلبان در صورتی باز هم مورد اقبال مردم قرار خواهند گرفت که مشخصا پشت سر یک فرد شناخته شده اصلاح طلب جمع شوند. انتخابات بعدی برای اصلاح طلبان فرصتی است تا این دیوار ترک خورده اعتماد مردم را ترمیم کنند. آنها باید حالا که در مجلس حضوری قابل نیز دارند در این مدت یک ساله به جای توجیه بیجای کارکرد دولت و حمایت بی دلیل و بی دریغ، واقع بین باشند و به دور از سیاست زدگی عمومی جامعه ایرانی و سیاه و سفید نگریستن چشم بسته، بی عملی دولت را به چالش بکشند و تلاش کنند دولت در راه اقتصاد و معیشت مردم کارکردی داشته باشد. دولت نیز بهتر است یک راه را انتخاب کند چون فقط یک پالایش همه جانبه و بها دادن به همان کسانی که پیروزش کردند می تواند کارایی را برایش به ارمغان بیاورد. چنانچه اصلاح طلبان در این یکساله کارکرد مورد انتظار را داشته باشند یعنی یا دولت را به راه بازگرداندند یا در انتخابات بعدی در چهارچوب اصول علمی حزب و سیاست کاندیدای خود را داشته باشند احتمالا جبران اشتباهات این چند ساله شدنی است، در غیر این صورت، چنانچه باز اتفاقی مشابه را پیش ببرند احتمالا در فضای سیاسی ایران بی وزن خواهند شد و شاید تنها انتخاب بین بد و بدتر بتواند گاها یادی از آنها را به جامعه بازگرداند. در واقع اصول گرایان با زیرکی و آگاهانه در حال مصادره اصلاح طلبان هستند و افسوس که اصلاح طلبان خود ارزان فروش ناشیانه دارند به این روند کمک می کنند.

 

 

 

  • می پسندم (6)
  • نظری ندارم  (1)
  • نمی پسندم  (0)
Share
لینک کوتاه: http://reforms.ir/fa/news/4949
کلیدواژه ها: