۱۶تیربه‎روایت‎تاریخ؛ ثبت مجموعه پاسارگاد در یونسكو (۱۳۸۳)

اصلاحات | این مجموعه دربرگیرنده ساختمان‌هایی چون آرامگاه کوروش بزرگ، مسجد پاسارگاد، باغ پادشاهی پاسارگاد، کاخ دروازه، پل، کاخ بارعام، کاخ اختصاصی، دو کوشک، آب‌نماهای باغ شاهی، آرامگاه کمبوجیه، ساختارهای دفاعی تل تخت، کاروانسرای مظفری، محوطهٔ مقدس و تنگه بلاغی است.

139412291700499557377174

• ثبت مجموعه پاسارگاد در فهرست آثار فرهنگی میراث جهانی یونسكو (۱۳۸۳ ش)
مجموعه میراث جهانی پاسارگاد مجموعه‌ای از آثار باستانی برجای‌ مانده از دوران هخامنشی است که در شهرستان پاسارگاد در استان فارس واقع شده‌است. این مجموعه دربرگیرندهٔ ابنیه‌ای چون آرامگاه کوروش بزرگ، کاخ دروازه، پل، کاخ بار عام، کاخ اختصاصی، دو کوشک، آب‌نماهای باغ شاهی، آرامگاه کمبوجیه، استحکامات دفاعی تل تخت، کاروانسرای مظفری، محوطهٔ مقدس و تنگه بلاغی است. این مجموعه، پنجمین مجموعهٔ ثبت‌شده در فهرست آثار میراث جهانی در ایران است که طی جلسه یونسکو که در تیرماه سال ۱۳۸۳ در چین برگزار شد به علت دارا بودن شاخص‌های فراوان با صد در صد آرا در فهرست میراث جهانی به ثبت رسید. این مجموعه به شماره ۱۱۰۶ در فهرست آثار فرهنگی میراث جهانی یونسكو در سال ۱۳۸۳ به ثبت رسید.

1280px-I_am_Cyrus,_Achaemenid_King_-_Pasargadae

گزاره «من کوروش هستم، شاه هخامنشی» که به سه زبان پارسی باستان، ایلامی و بابلی روی یک ستون در پاسارگاد کنده‌کاری شده‌است.

 

پاسارگاد در دشتی بلند به بلندای ۱۹۰۰ متر از سطح دریا، در حصار کوهستان جای گرفته است. در سده هفتم قمری اتابکی از سلغریان پارس درنزدیک آرامگاه کورش بزرگ مسجدی ساخت که در آن از سنگ کاخ‌ها استفاده شده‌بود. به مناسبت جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران در سال ۱۹۷۱ این سنگها دوباره به جاهای اصلی خود بازگردانده شدند. کاخ محل سکونت بی تردید نشان از تأثیر و نقش معماری یونانی دارد. گویا هنگامی که کورش در سال ۵۴۵ پیش از میلاد سارد (پایتخت لیدی، شهری در غرب ترکیهٔ امروزی) را به تصرف درآورد به شدت تحت تأثیر بناهای مرمرین شاهان لیدیقرار گرفته‌است. چه بسا او همان زمان شماری از اساتید اهل لیدی را در پاسارگاد به کار گماشته‌است. در کاخ تناسب جذاب سنگهای مرمر تیره و روشن، مخصوصاً در پایه‌ها، جلب نظر می‌کند. این سنگها از پیرامون سیوند آورده شده‌است. دشت پاسارگاد در قسمت شمالی استان فارس و میان رشته کوه‌های زاگرس در فاصله۱۳۰ کیلومتری شمال شیراز واقع شده است. میانگین ارتفاع دشت از سطح دریا ۱۸۵۰ متر است که وسعتی حدود ۱۹۰ کیلومتر مربع را در بر می‌گیرد. اقلیم آن کوهستانی با تابستانهای معتدل و زمستانهای نسبتاً سرد است. قدمت منطقه پاسارگاد بر اساس پژوهش‌های باستان‌شناسی به دوره میانی پارینه سنگی می‌رسد. اما شاخص‌ترین دوره فرهنگی دشت پاسارگاد، دوره هخامنشی است. بر اساس مدارک و شواهد موجود نام پاسارگاد برای نخستین بار در دوره هخامنشی مطرح می‌شود که از لحاظ مکانی به دشتی اطلاق می‌شود که کوروش بزرگ به عنوان مرکز فرماندهی خود برگزید و در آن اقدام به ساخت بناها و کاخهایی نمود. مجموعه تاریخی- فرهنگی پاسارگاد شامل آرامگاه کوروش بزرگ، کاخ‌های دروازه، بارعام، اختصاصی و بنای برج سنگی(آتشکده)، دژ (تل تخت)، باغ شاهی، پل و محوطه مقدس است. در دوره اسلامی به علت عظمت سنگهای بکار رفته در این مجموعه‌های این مکان، بناهایش را به سلیمان نبی نسبت داده‌اند و خود پاسارگاد هم بنام مشهد ام‌النبی یا مشهد مادر سلیمان معروف گشت. این مجموعه ارزشمند در ۱۶ تیرماه ۱۳۸۳ به عنوان پنجمین اثر ایران در فهرست آثار جهانی (یونسکو) به ثبت رسید.

 

 

برای مطالعه بیشتر درباره مجموعه پاسارگاد از منابع متعدد و موثق کلیک کنید

 

 

 


• ثبت رصد خانه مراغه از دوره ایلخانی در فهرست آثار ملی ایران (۱۳۶۴ ش)
رصدخانهٔ مراغه رصدخانه‌ای بود که در دورهٔ هلاکوخان زیرنظر خواجه نصیرطوسی در شهر مراغه ساخته‌شد. این رصدخانه روی تپه‌ای در غرب مراغه قرار داشته‌است و امروزه تنها پی‌های بخش‌های مختلف و بخشی از سدس سنگی آن باقی مانده‌است. در سال‌های اخیر گنبدی برای محافظت از بقایای این بنا بر روی بخشی از آن ساخته شده‌است. پرویز ورجاوند و همکارانش در دههٔ ۱۳۵۰ خورشیدی به کاوش در محوطهٔ این رصدخانه پرداختند و قسمت‌های مختلف آن را شناسایی کردند. ساختمان اصلی این رصدخانه به شکل برجی استوانه‌ای ساخته شده‌بود. در ساختمان‌های جنبی آن یک کتابخانه و محل اقامت کارکنان تشخیص داده شده‌است. بنای رصدخانهٔ مراغه در سال ۶۵۷ هجری (۱۲۶۱ میلادی) به سفارش خواجه نصیرالدین طوسی و به فرمان هولاکو -نوهٔ چنگیزخان مغول- آغاز شد. هولاکو برای نگهداری این سازمان پژوهشی موقوفه‌های ویژه‌ای درنظر گرفت. کتابخانه‌ای شامل ۴۰۰ هزار جلد کتاب و ابزارهای اخترشناسی، از جمله ذات‌الربع دیواری به شعاع ۴۳۰ سانتی‌متر، حلقه‌دار (ذات‌الحلق)، حلقهٔ انقلابی، حلقهٔ اعتدالی و حلقهٔ سموت نیز فراهم شدند. در همین‌جا بود که زیج ایلخانی به‌سال ۶۷۰ هجری (۱۲۷۶ میلادی) فراهم شد. رصدخانهٔ مراغه فقط مخصوص رصد ستارگان نبود و یک سازمان علمی گسترده بود که بیش‌تر شاخه‌های دانش درس داده می‌شد و مشهورترین دانشمندان آن عصر -از جمله قطب‌الدین شیرازی، کاشف علت اصلی تشکیل رنگین کمان- در آن‌جا جمع شده بودند. به‌علاوه چون در آن زمان ارتباط علمی چین و ایران به‌علت استیلادی مغولان بر هر دو سرزمین برقرار شده‌بود، دانشمندان چینی -از جمله فردی به‌نام فائو مون‌جی- در این مرکز فعالت داشتند. همچنین فیلسوف و فرهنگ‌نامه‌نویس مسیحی -ابن‌العبری- در رصدخانهٔ مراغه به درس‌دادن کتاب‌های اصول اقلیدوس و المجسطی بطلمیوس مشغول بود. این بنا در سال ۱۳۶۴ از دوره ایلخانی به شماره ۱۶۷۵ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.

• رحلت عارف نامی شیخ “محمد بهاری همدانی” (۱۳۲۵ ق)
آیت‏‌اللَّه حاج شیخ محمد بهاری همدانی از عالمان بزرگ و عارفان مشهور قرن سیزده و چهاردهم هجری قمری در ایران است كه به وارستگی، پارسایى، كمال علم و عمل و تاثیر نفس در تربیت شاگردان برجسته شهرت داشت. وی در سال ۱۲۶۵ قمری در شهرستانِ بهار در اطراف همدان دیده به جهان گشود. آیت‌‏اللَّه بهاری همدانی پس از طی تحصیلات مقدماتی، برای ادامه‏‌ی تحصیل، به حوزه‌‏ی علمیه‏‌ی نجف رفت و پس از اخذ درجه‏‌ی اجتهاد به تدریس پرداخت. او كه از جوانی، اهل عبادت و تهجُّد و ریاضات شرعی بود، در نجف به حلقه‏‌ی مریدان ملاحسین‌قُلی همدانی درآمد و پس از فوت استاد، بسیاری از افراد، از وی كسب دستور سلوك می‏‌كردند. تعلیم و تدریس شیخ محمد به طور عمده، شفاهی بود و یك مجموعه به نام تذكرةُالمتّقین از آثار وی گردآوری شده است. این عالم ربانی و زاهد عارف، سرانجام در هفتاد سالگی دار فانی را وداع گفت و در بهارِ همدان به خاك سپرده شد.

• زنی كه به خاطر قدرت پسرش را كور كرد. (۷۹۷ م)
هفتم جولای سال ۷۹۷ میلادی، ایرن Irene كه پس از مرگ شوهرش «لئون Leo چهارم»، نایب السلطنه روم شرقی (بیزانتیوم یا Byzantine ) شده بود تا پسرش به سن لازم (اصطلاحا؛ قانونی) برای پادشاهی برسد و سلطنت را به او بسپارد، تحت تاثیر حس خودخواهی، فرزند را كور كرد كه تا آخر عمر قدرت را منحصرا در دست داشته باشد!.
یك روز پیش از این واقعه (کور کردن فرزند)، ژنرال‍های ارتش و مقامات تراز اول كشوری در ملاقاتی به «ایرن» توصیه كرده بودند، حال كه سن پسرش به نصاب مقرر رسیده است بهتر است كه اختیارات را به او بدهد و وی همان شب با ترفندی فرزند را كور كرد كه تا پایان عمر نایب السلطنه «پادشاه نابینا» باقی بماند و با بر خود نهادن لقب Empress عملا امپراتور باشد. چند سال بعد وی چون متوجه محبوبیت «پادشاه نابینا» كه به نام كنستانتین ششم تاجگذاری كرده بود میان مردم و ارتش شد اورا ترغیب به گرفتن زن دوم كرد و سپس محرمانه قضیه را به سران كلیسا اطلاع داد و آنان را وادار به تكفیر فرزند کرد كه با ارتکاب تعدّد زوجات، آیین مسیح را نادیده گرفته است. اما، دسیسه‌های ایرن بر ارتش فاش شد و ژنرال‍‌‎ها وی را مجبور به كناره گیری كردند كه بعداً چون خانه نشینی، اورا كه شیفته بی قرار قدرت بود رنج می‌داد خودكشی كرد. ایرن که در شهر آتن به دنیا آمده بود و در تاریخ، «ایرن آتنی Irene The Athenian» هم نوشته شده است قبل از کور کردن پسر، برادر شوهر خودرا مجبور به اُردین Ordain شدن کرده بود تا عنوان کشیش Priest بدست آورد و نتواند ادعای پادشاهی کند که عنوان کشیشی داشتن یک شاهزاده مانع از پادشاه شدن او (که مقامی دنیوی است) می‌شد. ایرن که نگران قدرت گرفتن خلفای عباسی بود برای داشتن یک متحد نیرومند، یکبار حتی در صدد برآمده بود که دختر شارلمانی پادشاه مقتدر فرانک‌ها را برای پسرش بگیرد.
برخی ژنرال‌های روم شرقی و بزرگان این امپراتوری که علاوه بر آناتولی غربی و مرکزی، بر بخش‌هایی ازبالکان و منطقه مدیترانه حکومت داشت چون از رفتار ایرن و حرص قدرت داشتن او به تنگ آمده و بیزار شده بودند به هارون الرشید خلیفه عباسی در بغداد پناه بردند و اورا تشویق به تصرف قسطنطنیه (استانبول ـ پایتخت ایرن) کردند که ایرن از بیم شکست خوردن با پرداخت پول و ادامه این پرداخت تا سه سال هارون را که نگران وضعیت خراسان و بپاخیزی ایرانیان استقلال طلب بود راضی به بازگردانیدن سپاه کرد. «ایرن» جمعاً ۱۵ سال ملکه (از سال ۸۰۲ تا ۷۹۷)، ۷ سال (از زمان مرگ شوهرش در سپتامبر ۷۸۰ تا ۷۹۷ زمان کورکردن پسر) نایب السلطنه روم شرقی و ۵ سال (از۷۹۷ تا ۸۰۲) امپراتور Empress این کشور به پایتختی قسطنطنیه (استانبول) بود. در تاریخ از او به عنوان «ایرن سنگدل» نیز نام برده می‌شود.

• روزی كه «حسن صبّاح» كار مبارزه را آغاز كرد. (۱۰۷۱ م) 
مورخان، متفق القول، هفتم ژوئیه (۱۶ تیرماه) سال ۱۰۷۱ میلادی (۴۵۰ هجری خورشیدی) را روزی می دانند كه حسن صبّاح كار دیوانی [امور اداری دولتی] را رها كرد تا راه مبارزه با فساد، تجاوز، سلطه گری و زورگویان را در پیش گیرد و جهان بهتری بسازد. وی از نظر فلسفی معتقد به آزادی اجتماعی، تعاون، برادری، عدم تصرف مناطق و برتری بر ملل دیگر با توسل به نیروی مسلح بود و بخشودن پشیمان شدگان را تشویق و «حرص مال زدن» را نهی می‌كرد.
ورود حسن به دنیای مبارزه، یك سال پیش از كشته شدن آلپ ارسلان، سلطان سلجوقی وقت، و به حكومت رسیدن پسرش ملكشاه، و جنگ ملكشاه با عموی خود «قاورد» حاكم كرمان بر سر قدرت انجام گرفت. حسن پس از كناره گیری از دستگاه دولت كه به نوشته خود او «در آن ضعیف كشی» رواج داشت به «ری» زادگاه خود رفت و به تفكر درباره آینده نشست. حسن صباح كه ۹۰ سال عمر كرد و چهارشنبه بیست و سوم ماه مه سال ۱۱۳۴ میلادی درگذشت مردی تحصیل‌كرده و هوشمند بود كه تا ۳۵ سالگی كار دولتی داشت و یک مدیر ماهر و فردی سازمان دهنده بود. وی در این سن به سوریه و مصر سفر كرد. در آن زمان، فاطمیه در مصر حكومت داشتند. شیعه هفت امامی كه در آنجا رواج داشت در همان ایام به فرقه‌های مختلف و از جمله «دروزی» منشعب شده بود و حسن صباح راه اسماعیلیه (به نوشته مورخان اروپایی Ismailism) را در پیش گرفت و به ایران بازگشت تا در اینجا، مردم را به افکار خود و نیز گرایش به این فرقه دعوت كند. وی پس از بازگشت به میهن، كار «حقیقت یابی» را از اصفهان آغاز كرد؛ سپس به یزد، كرمان و آنگاه به تبرستان (مازندران) و از آنجا به ری و قزوین رفت. حسن از این سفرهای داخلی توشه بزرگ برای رسیدن به هدف برگرفت، ولی در برابر خود امپراتوری توانمند سلجوقیان را می دید. حسن سرانجام در كار مبارزه، روش كاملا تازه ای در پیش گرفت و تصمیم گرفت كه خوی از جان گذشتگی در پیروان خود كه آنها را «فدایی» می‌خواند ایجاد كند، نخست به مخالفان اخطار دهد و چنانچه به زورگویی و … ادامه دهند، برای براندازی شان از زهر و خنجر استفاده كند، و به جای تصرف شهرها، بر دژهای كوهستانی مسلط و در آنجا مستقر شود، و از داخل این دژها به تبلیغ عقاید خود، گردآوری پیروان و آموزش آنان و ایجاد کتابخانه بپردازد. با این برنامه، حسن متوجه مناطق كوهستانی شد، و قلعه (دژ) الموت را در قزوین تصاحب كرد. برنامه دوم او همدست كردن مردم روستاهای اطراف این قلاع بود و به زودی بر ۷۴ قلعه در سراسر ایران و شمال عراق مستولی شد. پیروانش او را «سیدنا» می‌خواندند. درباره كارهای او، نوشته‌های عطاملك جوینی، رشیدالدین فضل اله، ابن اثیر، دكتر ایوانف و دكتر برنارد لویس Lewis دقیقتر هستند.
دولت سلجوقیان از سركوب پیروان حسن صباح كه مبارزه انتحاری، و به صورت «شبح» عمل می كردند عاجز مانده بود. [صباح نام خانوادگی «حسن» است كه اسم جد پنجم او بود] حسن برای نشان دادن قدرت خود به سلطان سنجر که او را تهدید می‌کرد، یكی از فدائیان را مامور می‌كند كه شب هنگام به خوابگاه سنجر وارد شود و بدون این که به او آسیب برساند یک خنجر در كنار سر او بر زمین فرو كند و نامه‌ای که قبلا آماده شده بود در آنجا باقی بگذارد. سنجر به حسن صباح پیغام فرستاده بود كه دارای قلمروی پهناور و دو كرور (یك میلیون) مرد جنگی است و حسن در آن نامه به او پاسخ داده بود كه وی، تنها دارای هفتاد هزار پیرو «زن و مرد» است، که همه از جان گذشته اند، اما آدم‌های تو برای مزد و مقامشان همراهت هستند و جانشان را دوست دارند.
از نوشته های مورخان چنین بر می آید كه حسن صباح علاوه بر بنیاد گذاری اسماعیلیه ایران و هند (پاكستان) از نظر فلسفی مردی بود كه اعتقاد به زندگانی ساده (بدون تجمل) داشت. به عقیده او، معاش هر كس باید از طریق كار مفید تامین شود و «فدائیان» عمدتا كشاورز بودند. وی که معتقد به آزادی اجتماعی، اقتصاد تعاونی و نیز گذشت بود پس از هر پیروزی، از شكست خوردگان انتقام نمی گرفت و آنها را شماتت نمی‌كرد. به نوشته برخی مورخان متأخر، دشمنی او با خواجه نظام الملك تنها به خاطر مخالفت خواجه با نظام اسماعیلیه نبود، بلكه برای این هم بود كه خواجه خدمت اجنبی (تركمانان سلجوقی) را می كرد و به زبان عربی بیش از فارسی توجه داشت.
در اروپا درباره حسن صباح به جای تاریخ نویسی داستان نویسی كرده اند از جمله این كه به فدائیان پیش از فرستادن به ماموریت ترور، حشیش می داد و برخی ریشه واژه Assassin (ترور) را از كلمه حشاشین (Hashshashin) سفرنامه ماركوپولو می‌دانند. حال آن كه معدودی از زبانشناسان ریشه این واژه را در كلمه عسس (پاسبان – نگهبان – داروغه) و چند تن دیگر باز هم آن را به نام حسن صبّاح بسته‌اند كه به پیروان او در اروپا حسنین (Hassaneen) می‌گفتند. پس از مرگ حسن صباح و افتادن كار به دست جانشین او «كیا بزرگ رودباری»، گروه‌های مشابهی در سوریه پدید آمدند و «پیرمرد كوهستان» كه درباره اش داستان‌ها در اروپا نوشته‌اند كسی جز «رشیدالدین سنان» نبوده است و ربطی به حسن صباح ندارد؛ با وجود این، مورخان فرنگ این گروه‌ها را هم شعبه عرب پیروان حس صباح نوشته‌اند زیرا که اخطاری مشابه اخطار حسن به سلطان سنجر، به صلاح الدین ایوبی داده بودند. قلاع اسمعیلیه در سال‌های میان ۱۲۵۶ تا ۱۲۶۰ میلادی به دست هلاكوخان مغول فتح شدند، ولی روش كار او در مبارزه (به تعبیر تازه، نوعی تروریسم ) و فرقه اسماعیلیه باقی مانده‌اند. از همان زمان تا به امروز هر گروه و فرقه ایدئولوژیك كم جمعیت در مقابله با معارض نیرومند و بسیار مجهّز، در كنار تبلیغات، از روش حسن صباح هم استفاده كرده است؛ از آنارشیست‌های قرن نوزدهم گرفته تا القاعده و …. همه این گروه‌ها همانند حسن صباح ۹ قرن پیش «تبلیغات»، ازجان گذشتگی و «مبارزه تا حد خودكشی» را به صورت ابزارهای اصلی مبارزه بكار برده‌اند. حسن می گفت: هنگامی كه «دانش آموختگان» در راه ما قرار گیرند، وقوع دگرگونی جهانی قطعی است و به همین دلیل بوده است كه ورود دسته ای از دكترها به این نوع مبارزه كه در جولای ۲۰۰۷ در انگلستان كشف شد، تا حد زیاد مورد توجه افكار عمومی قرار گرفته بود.

• اعزام نخستين دانشجويان ايرانی به انگلستان (۱۸۱۱ م)
دولت وقت ایران (دوران فتحعلی شاه) هفتم ژوئیه سال ۱۸۱۱ میلادی دو ایرانی را به عنوان دانشجو روانه انگلستان كرد. این تصمیم كه از سوی عباس میرزا ولیعهد وقت گرفته شده بود به تایید وزیر اعظم هم رسیده بود و سبب اتخاذ این تصمیم افزایش رفت و آمد فرستادگان انگلستان به ایران و نیاز مبرم به مترجم ماهر و مورد اعتماد بود و نیز كسانی بود كه انگلستان را دیده و از اوضاع واقعی آن آگاه باشند. سه سال بعد (۱۸۱۴) به همین ترتیب پنج دانشجوی دیگر از سوی عباس میرزا به انگلستان اعزام شدند. مروری بر تاریخ قاجاریه نشان می‌دهد كه عباس میرزا بیش از هر شاه و شاهزاده این دودمان نگران وطن، منافع آن و آینده اش بود. خاطرات ژنرال گاردان فرستاده ناپلئون به ایران كه برای مدتی مدید همنشین عباس میرزا بود حكایت از وطن‌دوستی و علاقه عمیق ولیعهد فتحعلی شاه به پیشرفت وطن و حفظ تمامیت و حاكمیت آن می‌كند. گاردان نوشته است كه عباس میرزا به خوبی می دانست كه تا اكثریت مردم باسواد، روشن و خواستار ترقی نشوند كشور پیشرفت نخواهد کرد. به نوشته گاردان، عباس میرزا بارها گفته بود که مردم به همان اندازه كه در اندیشه خانواده خود هستند باید به وطن و جامعه ملی نیز بیاندیشند. گاردان نوشته است كه یك بار عباس میرزا از او پرسید كه چه بكند تا ایرانیان به پای اروپاییان برسند ، آیا خواب و خوراك در پیشرفت انسان نقش دارد. عباس میرزا پیش از پدر درگذشت و نتوانست شاه شود و به آرزوهایش جامه عمل بپوشاند.

• ساخت ساعت معروف “بیگ بن” در انگلستان (۱۸۵۶ م)
برج ساعت بیگ بن (Big Ben)، بزرگ‌ترین و معروف‌ترین برج ساعت جهان است که در شهر لندن واقع است. برج ساعت کاخ وست منیستر که در ضلع شمال شرقی ساختمان پارلمان بریتانیا قرار دارد، به نام برج بیگ بن یا ساعت بیگ بن، شهرت جهانی دارد. در واقع، بیگ بن، نام زنگ بزرگ سیزده تنی است که در داخل برج قرار دارد و سر هر ساعت هم به صدا در می‌آید. برج ساعت بیگ بن، در بریتانیا، رسمأ به نام “برج سنت استفان کاخ وست منیستر”، شناخته می‌شود. پس از آنکه کاخ وست منیستر، در یک آتش سوزی ویرانگر در تاریخ ۲۲ ماه اکتبر سال ۱۸۳۴ میلادی از بین رفت، چارلز باری، معمار معروف انگلیسی، ساخت مجدد این کاخ را شروع کرد و یک برج ساعت برای ضلع شمال شرقی کاخ درنظر گرفت. با وجود اینکه ته‏بنای برج بیگن بن، به همراه ساختمان کاخ، در سال ۱۸۳۴ نهاده شد، اما خود برج، ۱۳ سال بعد از آن، در سال ۱۸۵۶ ساخته شد. برج ساعت بیگ بن لندن، از سطح زمین، ۹۳.۳ متر ارتفاع دارد. ساعت این برج که دارای چهار جهت است، ۵۵ متر از سطح زمین ارتفاع دارد.

• مرگ “ژان نیكلا رمبو” شاعر و ادیب فرانسوی (۱۸۹۱ م)
ژان نیكلا آرتور رِمْبو، شاعر معروف فرانسوی، در ششم ژوئن ۱۸۵۴میلادی در ناحیه‏‌ای در شمال شرقی فرانسه به دنیا آمد. وی در محیطی غم‌‏انگیز تربیت یافت و این دوره، تاثیر نامطلوبی بر او نهاد. رمبو پس از فراگیری زبان لاتینی، در ۱۴ سالگی نامه‌‏ای منظوم به زبان لاتین سرود كه مورد قدردانی واقع شد. او هم‏چنین در ۱۷ سالگی نامه‏‌ای نوشت كه ژرف‏نگری شگرف رمبو را نشان می‏‌داد و شخصیتی فوق عصر خود یافت نه تنها در قلمرو زیبایى بلكه در قلمرو اندیشه. رمبو سال‏‌هایى از عمر خود را به مسافرت و ماجراجویى سپری كرد و آثاری از خود به جای گذاشت. از جمله این آثار، كتاب اشراق، شامل یك سلسله مینیاتوری‏‌های رنگین از رؤیاها و بینشی حیرت‏‌انگیز از دنیای پرهرج و مرج خاص خود او كه نبوغ جوانیش را به تصویر كشیده است. كتاب دیگر، فصلی در جهنم، افكار رمبو را نشان می‏دهد و او را شاعری معرفی می‏كند كه هرگز نتوانسته است با زندگی سازگار شود و از عصیان دست بردارد، و دیگری دیوان او كه در آن از عشق و لطف خبری نیست بلكه شعرهایش همه سرشار از خشم و خشونت است و بر مبنای بی‏‌نظمی در همه حواس آدمی گذارده شده است، اما از رنگارنگی و تازگی الفاظ و قدرت ادراك برخوردار است. رمبو به خوش‌اهنگی و تناسب كلمه اهمیت می‌‏دهد. كلمه در شعر رمبو درخشندگی و جلای خاصی دارد و حتی برای صداها، رنگْ قائل می‏‌شود. ماجراهای معنوی و فكری رمبو، بر شعر قرن بیستم اثری عمیق برجای گذاشت و شاعران جوان از نفوذ فراوان او برخوردار شدند. رمبو كه از پیشوایان مكتب سمبولیسم و نمادگرایی است، راهی به سوی سبك سورئالیسم با واقعیت برتر گشود و تحول بزرگی در شعر پدید آورد. ژان رمبو سرانجام در هفتم ژوئیه ۱۸۹۱میلادی در ۳۷ سالگی درگذشت.

 


• روز مالیات

• علاء السلطنه رئیس الوزراء کابینه خود را ترمیم کرد. وزرای جدید به این شرح معرفی شدند: میرزا رضاخان ارفع الدوله وزیر عدلیه – میرزا اسمعیل خان ممتاز الدوله وزیر تجارت – میرزا ابراهیم خان حکیم الملک وزیر علوم و اوقاف. (۱۲۹۲ ش)

• تاسيس‌ وزارت‌ گمرک‌ در انحصارات‌ (۱۳۳۶ ش)

• در ساعت ۲۲/۳۰، در پی ممانعت مأموران از مراجعه ۵۰ تن از اهالی شیراز به منزل آیت‌الله سید عبدالحسین دستغیب، تظاهراتی برپا و تعدادی از شیشه‌های یکی از شعب بانک صادرات این شهر شکسته شد.(۱۳۵۷ ش)

• افتتاح‌ سد عظيم‌ کرخه‌ به‌ دست‌ رياست‌ جمهوری (۱۳۷۴ ش)

• درگذشت “آلغ بیك تیموری” فرمانروای دانش دوست و دانشمند نجوم (۸۵۳ ق)

• تعطيل‌ شدن‌ مدارس‌ مذهبی در فرانسه‌ (۱۹۲۶ م)

• درگذشت “ادوارد براون” ادیب و خاورشناس معروف انگلیسی (۱۹۲۶ م)

• تولد “سرگئی آیزنشتاين” كارگردان معروف سینمای جهان (۱۸۹۸ م)

• درگذشت خانم “گابریلا میسترال” شاعر بزرگ امریكای لاتین (۱۹۵۷ م)


مرگ‌ها

  • ۱۳۹۱ – فخری گلستان، سفالگر ایرانی (زاده ۱۳۰۴)
  • می پسندم (0)
  • نظری ندارم  (0)
  • نمی پسندم  (0)
Share
لینک کوتاه: http://reforms.ir/fa/news/4999
کلیدواژه ها: