۲۰ تیربه‎روایت‎تاریخ؛ روزجهانی جمعیت

اصلاحات | امروز 11 ژوئیه برابر با 20 تیرماه مصادف با روز جهانی جمعیت است که این روز با هدف آگاهی از مسائل مرتبط با جمعیت نامگذاری شده است. روز جهانی جمعیت در سال 1989 میلادی از سوی سازمان ملل نامگذاری شد. تعیین تاریخ این روز با 11 ژوئیه 1987 میلادی مصادف شده که در آن تاریخ، جمعیت جهان از مرز پنج میلیارد نفر گذشت.

World-Population-Day-July-11-2015

• روز جهانی جمعیت (۱۹۸۹ م)
شواهد تاریخی نشان می‏‎دهد كه تا قبل از سال ۱۸۰۰میلادی جمعیت جهان به سرعت افزایش می‏‌یافت. جمعیت جهان در سال ۱۸۰۴میلادی تنها یك میلیارد نفر بود. پس از ۱۲۳ سال، این جمعیت دو برابر شد و ۶۰ سال بعد یعنی در سال ۱۹۸۷میلادی به پنج میلیارد نفر رسید. اكنون پس از گذشت چند سال، جمعیت كره زمین از مرز شش میلیارد نفر گذشته است و چنانچه متوسط افزایش جمعیت جهان را سالانه فقط دو درصد فرض كنیم، در حدود یك قرن آینده یعنی سال ۲۱۰۰میلادی با جمعیت ۴۸ میلیارد نفری روبرو خواهیم شد كه تصور آن هم، كره زمین را به لرزه در می‏آورد. از این رو در ژوئن ۱۹۸۹میلادی، مجمع كنترل برنامه توسعه ملل، روز یازدهم ژوئیه (مطابق با ۲۱ تیرماه) را به عنوان روز جهانی جمعیت اعلام كرد تا جمعیت بیش از شش میلیاردی جهان، این روز را گرامی بدارند و افكار عمومی جهان را به خطر افزایش جمعیت و تدابیر و برنامه‏‌های توسعه و نیاز به حل مشكلات ناشی از افزایش جمعیت جهان، جلب كنند.

• حمله تاریخی آزادی‏‌خواهان و مشروطه ‏طلبان برای تصرف تهران (۱۲۸۸ ش)
با مرگ مظفرالدین شاه و روی كار آمدن فرزندش، محمدعلی شاه، وی علی رغم امضای فرمان مشروطه، از همان ابتدای امر با آن مخالفت می‏ورزید و به بهانه‏‎های مختلف درصدد از بین بردن آن بود. سرانجام وی به بهانه ترور ناموفق خود، مجلس شورای ملی را در دوم تیرماه ۱۲۸۷ شمسی به توپ بست و مجاهدان و مشروطه خواهان را سركوب نمود. این عمل شورش‏‌های متعددی را در شهرهای گوناگون كشور برانگیخت و سرانجام مجاهدان تصمیم به فتح تهران و خلع محمد علی شاه از قدرت گرفتند. نخستین جنبشی كه برای فتح تهران و بركناری محمدعلی شاه قاجار به عمل آمد از ناحیه محمد ولی خان تنكابنی سپهدار اعظم و یاران او بود. سردار اسعد بختیاری و معروف به صمصام السلطنه نیز پس از چندی به او ملحق شده و پس از مقداری درگیری با قوای دولتی، وارد تهران شدند. در تهران نیز مقداری زد و خورد روی داد و محمدعلی شاه كه خود را در برابر آزادی خواهان و مشروطه‌‏طلبان ناتوان می‏دید به سفارت روس پناهنده شد. در همان روز با حضور فاتحان و نمایندگان مجلس جلسه‏‎ای فوق العاده در بهارستان منعقد شد و پس از خلع محمدعلی شاه از سلطنت، احمد میرزای ولیعهد را در ۱۲ سالگی به شاهی برگزیدند.

• درگذشت “حبیب سماعی” موسیقیدان ایرانی (۱۳۲۵ ش)
حبیب سماعی در سال ۱۲۸۰ به دنیا آمد. از آن جا كه پدرش موسیقی‏دان بود وی از كودكی با این هنر آشنا شد و در نوجوانی سنتور را با مهارت می‌‏نواخت. حبیب سماعی مدتی در مدرسه موسیقی به تحصیل پرداخت و به توصیه استاد ابوالحسن صبا كلاس تدریس سنتور دایر نمود و شاگردان زیادی تربیت كرد. استاد صبا به سبب همكاری نزدیكی كه با سماعی داشت، منتخب ابتكارات و اطلاعات سماعی را با تكنیك مخصوص او، حفظ و در كتابی منتشر ساخت. استاد حبیب سماعی سرانجام در بیستم تیرماه ۱۳۲۵ در ۴۵ سالگی درگذشت.

• مرگ شاه اسماعیل دوم صفوی 

شاه اسماعیل دوم زاده ۲۸ مه ۱۵۳۷ میلادی (۹۴۳ ه ق)  و درگذشته ۲۵ نوامبر ۱۵۷۷ میلادی (۹۸۴ ه ق) سومین پادشاه سلسله صفوی بود. او از سال ۱۵۷۶ میلادی (۹۸۳ ه ق) تا سال ۱۵۷۷ میلادی (۹۸۴ ه ق) به مدت یک سال و نیم بر ایران حکمرانی کرد. از دیدگاه مورخان شاه تهماسب یکم پدر وی به دلایل مختلف همچون نگرانی از دست دادن تاج و تخت و جنگ طلبی‌های فرزندش علیه امپراتوری عثمانی، به منظور دور کردن پسرش از دربار، او را به حاکمیت هرات منصوب کرد اما خودسری و ناسازگاری اسماعیل با حاکم هرات، دستور جهت جمع‌آوری سپاه از طوایف و برنامه‌ریزی برای لشکرکشی به عثمانی با توجه به پیمان آماسیه، بیشتر شدن محبوبیت اسماعیل میرزا پس از پیروزی‌های مختلف بر عثمانی‌ها نزد مردم به خصوص سپاه قزلباش، حسادت یا نگرانی شاه تهماسب از ترس گرفتن منصب پادشاهی توسط اسماعیل میرزا و به ستوه آمدن شاه از ولنگاری و عیاشی‌های شاهزاده اسماعیل باعث گردید شاه تهماسب یکم، اسماعیل میرزا را حدود بیست سال در زندان حبس کند. اسماعیل میرزا در زندان کتاب‌هایی می‌خواند که بی‌تردید بسیاری از آنها درباره اصول و احکام مذهب شیعه بود که وی را در درک نادرست بودن ِ لعن به صحابه پیامبر اسلام یاری نمود.

شاه اسماعیل دوم پس از مرگ پدر در مبارزه برای کسب جانشینی و همچنین پس از تاجگذاری و به منظور تثبیت قدرت، کشتارهای بسیاری انجام داد و بسیاری از خاندان سلطنتی را به قتل رساند. او با وجود انجام منکرات، فردی مذهبی و پیرو مذهب شیعه بود. وی در جوانی در محضر عالمان شیعه قواعد و اصول مذهب شیعه را آموخته بود. وی چون یک پادشاه بود و حفظ حکومت برایش از مهمترین امور محسوب می‌شد، در سرآغاز سلطنتش برای کوتاه کردن دست علمای پرقدرت تشیع در آن مقطع زمانی، آنان را تحقیر، زندانی و یا تبعید کرد و به روحانیون اهل سنت اهمیت زیادی داد و از آنان حمایت کرد اما از آنجا که مذهب تشیع در آن هنگام کیش رسمی و عرفی جامعه بود و در میان قزلباشان و عامه مردم محبوبیت داشت، شاه اسماعیل دوم قادر نبود بیش از پیش بر سیاست تساهل و مسامح خود با سنیان پافشاری کند لذا با یک تاکتیک سیاسی تغییر خط مشی داد و کوشید اعتقاد خود به مذهب تشیع را آشکار دارد. در دوره شاه اسماعیل دوم مرزهای کشور آرام و جان و مال مردم از گزند گذر سپاهیان و یورش بیگانگان در امنیت بود. شاه اسماعیل دوم به دلیل اینکه از نفوذ و قدرت سران طوایف قزلباش در هراس بود، دست بسیاری از آنان را از کارهای لشکری و دولتی کوتاه ساخت و جوانان خام و کم تجربه را به جای ایشان منصوب نمود. او در دوران زمامداریش، هیچ جنگی برپا نکرد و جز ازبکان که یک بار به نیشابور حمله کردند و شکست خوردند، هیچ نیروی بیگانه‌ای به شهرها و روستاهای ایران تجاوز نکرد. در دوران پادشاهی او بین عثمانی و ایران هرگز جنگی اتفاق نیفتاد و پیمان آماسیه همچنان پا بر جا بود اما روابط دو دولت همواره متشنج بود و صلح بیشتر به آتش بس شبیه بود. شاه اسماعیل دوم برای نخستین بار نماد شیر و خورشید را به رنگ طلایی بر روی پرچم ایران سوزن دوزی کرد. این پرچم تا آخر دوره صفوی نیز درفش رسمی ایران بود.

خشونت اسماعیل، طرد پریخان خانم دختر قدرت‌طلب و بانفوذ شاه تهماسب، طرز رفتار وی با قزلباشان و مخالفان خود و همچنین به عقیده برخی از مورخان گرایش نهان وی به تسنن، باعث گردید عده‌ای از سرداران قزلباش توطئه‌ای ترتیب داده و وی را در سن ۴۳ سالگی مسموم کردند. شاه اسماعیل دوم را یک روز پس از مرگ در امام‌زاده شاهزاده حسین قزوین دفن کردند. پس از او شاه محمد خدابنده به عنوان چهارمین شاه صفوی به سلطنت رسید. پی‌گیری نشدن و ناگهانی بودن مرگ شاه توسط مقامات رسمی و امرا موجب ابهام در مورد قتل وی از نظر مردم شد به همین دلیل پس از مرگ وی در سال‌های بعد چهار نفر به به دروغ خود را شاه اسماعیل خوانده و در پی به دست گرفتن قدرت بر آمدند.

• وفات فقیه عارف “جهانگیر خان قشقایی” عالم نامدار قرن چهاردهم هجری (۱۳۲۸ ق)
میرزا جهانگیر خان قشقایى از دانشمندان بزرگ ایرانی در اواسط قرن سیزدهم هجری، در میان ایلات قشقایى به دنیا آمد. پس ازمدتی به فراگیری علوم اسلامی همت گماشت و به عالمی توانا تبدیل شد. از آن پس، عمر خود را به تدریس علوم دینی صرف كرد و بسیاری از بزرگان، از محضر او استفاده كردند. در طول حدود پنجاه سال كه در مدرسه‏‎ی صدر اصفهان و… به تدریس می‏‎پرداخت شاگردانی از قبیل آیت‎‏اللَّه شهید سیدحسن مدرس، آیت‎اللَّه بروجردی، فاضل تونی و وحید دستگردی در حلقه‏‎ی درس او آموزش دیدند. میرزا جهانگیرخان قشقایی با این كه دروس حوزوی را تدریس می‏‎كرد ولی به لباس محلی و سنتی خود مقید بود و همواره از آن استفاده می‏‎كرد. این دانشمند بزرگ ایرانی سرانجام در حدود ۸۵ سالگی دار فانی را وداع گفت و در تخت فولاد اصفهان به خاك سپرده شد.

• مرگ “سباستین كابوت” كاشف و دریانورد معروف ایتالیایی (۱۵۵۷ م)
سباستین كابوت، دریانورد ایتالیایى در ۲۶ نوامبر ۱۴۷۶میلادی در ونیز به دنیا آمد. وی از ابتدا به همراه پدرش كه او نیز از دریانوردان بزرگ به شمار می‏رفت، مسافرت‏‎ها و سیاحت‏‎های دریایى خویش را آغاز كرد و با فنون و رموز دریانوردی آشنا گردید. در جریان همین سفرها، جزیره كاپ‏بِرْتَنْ را در شمال كانادا كشف كرد و از آن پس در خدمت دربار انگلستان قرار گرفت. كابوت در سال‏‎های بعد به خدمت دربار اسپانیا درآمد و در این سال‏ها، خلیج لاپْلارْتا در امریكای جنوبی را كشف كرد. وی در سال ۱۵۴۴میلادی نقشه عظیم و رنگی دنیا را كشید و گام مهمی در شناسایی زمین برداشت. كابوت پس از چندی با تأسیس یك شركت بازرگانی، گروه‏‎های اكتشافی برای یافتن راهی در شمال شرقی برای رفتن به شرق را بسیج كرد و خدمات زیادی به جغرافیای اقتصادی زمان خود نمود. سباستین كابوت سرانجام در ۱۱ ژوئیه ۱۵۵۷میلادی در ۸۱ سالگی درگذشت.

• تولد “ژوزف لالاند” منجم و ریاضی‏دان فرانسوی (۱۷۳۲ م)
ژوزف ژرام لالاند منجم و ریاضی‏دان فرانسوی در هشتم ژانویه ۱۷۳۲میلادی در شهر بورگ فرانسه به دنیا آمد. وی پس از پایان تحصیلات خود به تدریس مشغول شد و در ضمن آن، به تحقیقات نجومی پرداخت. لالاند درباره فرضیه مربوط به سیارات و حركات آنها و به ویژه درباره عطارد و نیز ستارگان دنباله‎‏دار، مطالعات فراوانی انجام داد و به كشفیات مهمی نائل آمد. او هم‏چنین نظریات متعددی ارائه داد كه مورد استفاده ستاره‏‎شناسان قرار گرفت. لالاند موضع و مكان سیاره نپتون را بدون آن‏كه بداند سیاره‎‏ای از منظومه شمسی است كشف نمود. وی در سال ۱۷۶۲میلادی به استادی نجوم و در ۱۷۹۵میلادی به مدیریت رصدخانه پاریس رسید و به خدمات علمی خود ادامه داد. لالاند كلیه اوقات فراغت خود را صرف تهیه فهرستی از ۴۷۰۰ ستاره آسمانی شناخته شده آن زمان نمود و آن را در سال ۱۸۰۱میلادی به چاپ رسانید. ضمن آن‏كه پیش از آن، كتابی با نام رساله نجوم درباره ستارگان دنباله‌‏دار نگاشته بود. ژوزف لالاند سرانجام در ۲۵ ژانویه ۱۸۰۷میلادی در هفتاد و پنج سالگی درگذشت.

• تولد “جان كوئینزی آدامز” ششمین رئیس جمهور امریكا (۱۷۶۷م)
جان كوئینزی آدامْزْ، ششمین رئیس‏ جمهور امریكا، فرزند جان آدامز دومین رئیس‏ جمهور این كشور، در یازدهم ژوئیه ۱۷۶۷میلادی در ایالت ماساچوست امریكا به دنیا آمد. وی به دلیل موقعیت پدر، به زودی وارد فعالیت‌‏های سیاسی شد و مدارج ترقی را طی كرد تا اینكه در انتخابات ریاست جمهوری پائیز سال ۱۸۲۴میلادی، شركت جست. در این انتخابات هیچ‏یك از كاندیداها نتوانستند اكثریت آراء را برای احراز این مقام به دست آورند، در نتیجه بر اساس قانون اساسی امریكا، مجلس نمایندگان این كشورْ خود رأساً در گزینش رئیس ‏جمهور تصمیم‏ گیری كرد و جان كوئینزی آدامز، وزیر امور خارجه دولت جانز مونروئه را با اكثریت آرا به ریاست جمهوری امریكا برگزید. وی نخستین رئیس ‏جمهوری امریكاست كه بر اثر عدم توافق در مجمع انتخاباتی، از طرف مجلس نمایندگان به این سمت انتخاب گردید. اعتبار وی كه منجر به انتخابش از سوی نمایندگان مجلس امریكا شد بیشتر به خاطر نقشی بود كه وی در توجیه دكترین مونروئه در میان كشورهای امریكا مركزی و جنوبی و دولت‏‌های اروپایى ایفا كرد. بر اساس این دكترین، ایالات متحده به كشورهای غربی اجازه دخالت در منطقه مركزی و جنوبی امریكای لاتین را نمی‏داد و قیمومیت خود را بر این مناطق تحمیل می‏‌كرد. اما آدامز به عنوان رئیس ‏جمهور در حل و فصل مشكلات داخلی كشور خود موفق نبود. اقدام وی در افزایش بهای تعرفه‏‌های گمركی بر كالاهای وارداتی موجی از خشم و نفرت مردم ایالت‏‌های جنوبی امریكا را كه عموماً مزرعه دار و كشاورز بودند، برانگیخت. این عكس العمل‏‌ها تا آنجا پیش رفت كه ایالات جنوبی ادامه روند افزایش بهای تعرفه‏‌های گمركی و حمایت دولت از تولیدات صنعتی ایالات شمالی را غیرقابل قبول دانسته و زمزمه‏‌های جدایى از حكومت متحده را ساز كردند. عواقب این نارضایتی تنها در برخوردهای اقتصادی خلاصه نمی‏‌شد، بلكه تصمیمات آدامز دقیقاً واكنش‌‏های سیاسی و حزبی را به همراه داشت. آدامز كه خود عضو حزب جمهوری خواهان دموكرات بود، حتی از سوی اكثریت اعضای حزب خود نیز مورد حمله قرار گرفت كه مخالف سیاست‏‌های او در افزایش حقوق گمركی بودند. از این رو آدامز بدون توجه به حملات تبلیغاتی، همراه با گروه قابل ملاحظه‏‌ای از همفكران خود، از حزب جدا شده و حزب جدیدی با نام حزب جمهوری خواهان ملی به وجود آورد. اقدامات جان آدامز در سیستم اقتصادی كشور با كارشكنی‏‌های فراوانی از سوی مسؤولان مخالف وی توأم گردید. هدف این بود كه با اثبات عدم موفقیت طرح افزایش بهای تعرفه‏‌های گمركی و تبلیغات توأم با آن مانع پیروزی كوئینزی آدامز در دور جدید انتخابات ریاست جمهوری امریكا گردند و همین نیز شد. جان آدامز كه تنها چهار سال درحكومت كرد درانتخابات پائیز سال ۱۸۲۸میلادی از رقیب سرسخت خود، آندرو جكسون با اختلاف فاحشی شكست خورد. جان كوینسی آدامز پس از این شكست از صحنه سیاست امریكا كنار رفت و سرانجام بیست سال بعد در ۲۳ فوریه ۱۸۴۸میلادی در ۸۱ سالگی درگذشت.

• دوئل تاریخی معاون رئیس جمهور آمریکا و وزیر خزانه داری این کشور (۱۸۰۴ م)
ماندنی‌ترین «دوئل» در طول تاریخ، ۱۱ جولای سال ۱۸۰۴ میان “آرن بر Aaron Burr” معاون رئیس جمهور وقت آمریكا و الكساندر هامیلتون وزیر خزانه داری وقت این كشور در «ویهاكن weehawken» ایالت نیوجرزی ــ نه چندان دور از شهر نیویورك ــ روی داد كه به كشته شدن هامیلتون انجامید. هردو ۴۹ ساله و از رزمندگان انقلاب استقلال آمریكا بودند و هامیلتون از پدران موسس این كشور بشمار می‌رود. دوئل (تیراندازی به یكدیگر از فاصله نزدیك با حضور شاهد به منظور دفاع از حیثیت) مدت ها در غرب مرسوم بود. این دو سیاستمدار درعین حال دولتمرد ـ عقاید سیاسی مختلف داشتند و هامیلتون فدرالیست (هوادار وجود یك دولت مركزی در آمریکا با اختیارات زیاد و محدود بودن اختیارات ایالت‌ها) و «بر» هوادار توزیع اختیارات حکومتی میان ایالات و وجود یک دولت مرکزی با اختیارات محدود (كنفدراسیون) بود.
در جریان مبارزات انتخاباتی نیویورك، هامیلتون برضد «بر» سخن گفته بود و به رای دهندگان اخطار كرده بود كه اگر بار دیگر آراء خود را به سود «بر» به صندوق‎ها بیاندازند و او فرصت تازه به دست آورد اتحادیه ما (ایالت متحده) را فرو خواهد پاشاند و این مطلب در روزنامه‌ها به چاپ رسید و «بر» از هامیلتون خواست كه در ملاء عام حرف خود را پس بگیرد و عذرخواهی كند و چون پاسخ هامیلتون اورا قانع نساخت، دوئل كردند و هامیلتون كه در جوانی افسر و درجریان جنگ های انقلاب، آجودان جورج واشنگتن بود و به تیراندازی خود با سلاح كمری اطمینان داشت گلوله خورد و روز بعد درگذشت. وی نخستین وزیر خزانه داری دولت ایالات متحده آمریكا بود.

• تولد “هنری بسمر” مهندس و مخترع انگلیسی (۱۸۱۳ م)
هنری بِسمِر، صنعت‏گر انگلیسی در ۱۱ ژوئیه ۱۸۱۳میلادی در این كشور به دنیا آمد. وی تحصیلات خود را در رشته مهندسی به پایان برد و بعدها برای توسعه تولیدات آهن و فولاد و چُدن، كوره‌‏های بلند ذوب فلزات را اختراع نمود. بسمر توانست به وسیله كوره مخصوص كه با جریان هوا كار می‏‌كرد و آهن ناخالص مذاب را بدون كربن می‏‌نمود، فولاد عالی به دست آورد. از این رو، این كوره به اسم او، به نام كوره بسمر معروف است. وی با این اختراع، اساس صنایع انگلستان و جهان را دگرگون ساخت و تحولات شگرفی در این عرصه ایجاد كرد. بسمر در سال ۱۸۵۹، مراكز تهیه فولاد و آهنْ ایجاد نمود و به ساخت اسلحه و ریل راه آهن پرداخت كه این كارخانه، هنوز نیز فعال است. هنری بسمر سرانجام در ۲۸ فوریه ۱۸۹۸میلادی در ۸۵ درگذشت.

• عملیات نظامی ناموفق آقاخان محلاتی در ایران با حمایت دولت لندن (۱۸۴۱ م)
آقاخان محلاتی (فرقه اسماعیلیه) كه در زمان محمدشاه قاجار دست به چند اقدام مسلحانه ناموفق زده بود یازدهم جولای ۱۸۴۱ (۲۰ تیرماه ۱۷۳ سال پیش) پس از عبور از کویر لوت، از طریق خراسان بزرگتر (قائن و سرزمینی که دولت لندن نامش را افغانستان تلقین کرده است) عازم هندوستان (هندوستان انگلیس) شد. آقاخان، نخست در كرمان بپاخاسته بود كه شكست خورد و فیروزمیرزا حاكم وقت كرمان وی را دستگیر و به تهران فرستاد، ولی محمدشاه او را بخشید. آقاخان پس از ترک تهران، با کسان خود در منطقه «شهربابك» به ایستادگی مسلحانه دست زد، اما این بار هم از نیروهای دولتی شكست خورد و به فارس رفت و از آنجا دوباره به منطقه كرمان بازگشت و به ایستادگی دست زد كه بازهم شكست خورد و چون خانعلی خان فرمانده نیروهای دولتی از او دست بردار نبود، در راور ِ کرمان تصمیم به خارج شدن از ایران گرفت.
پاره‌ای از مورخان نوشته‌اند كه آقاخان در حمله سال ۱۸۴۰ به كرمان (حمله دوم)، از حمایت انگلیسی‌ها برخوردار بود. انگلیسی‌ها در آن زمان می‌كوشیدند تا با فراهم ساختن مشكلات، درگیری‌های داخلی و …، دولت ایران را که هنوز قدرتی داشت از تلاش مسلحانه برای حفظ «هرات» و مناطق اطراف آن كه از بدو تاسیس دولت مرکزی ایران به دست کوروش بزرگ در ۲۵ قرن پیش، قطعه ای از خاك این كشور بودند و «آریا» و «آریانا» خوانده می‌شدند، منصرف كند و احتمالا حمایت از آقاخان در همین راستا صورت گرفته بود. بسیاری از سرداران بزرگ ایران ازجمله اسپهبد سورنا (در ارمنستان؛ سور ِن) از ساتراپی آریا برخاسته بودند. هرات چند بار هم پایتخت ایران شده بود و مرکز مقاومت استقلال طلبان ایران بر ضد سلطه عرب و نیز کانون احیاء زبان و ادبیات فارسی.
آقاخان پس از ورود به هندوستان ِ انگلیس، از طریق مکاتبه و تماس تلاش کرد که باجلب نظر دربار تهران به ایران بازگردد و هدایایی هم برای ناصرالدین شاه که تازه شاه شده بود فرستاد که امیر کبیر برای آقاخان پیام فرستاد که اگر پای به مرز ایران بگذارد دستگیر و مجازات خواهد شد. دولت انگلستان که حامی آقاخان بود و از او سود سیاسی می‌بُرد اجازه داد که در هندوستان باقی بماند و آقاخان در آغاز کار بمبئی (مومبای) را برای سکونت برگزید و سپس به منطقه سِند (پاکستان امروز) رفت. پس از آقاخان پسر و نوه هایش جانشینش شدند. پیروان فرقه اسماعیلیه (یک فرقه شیعه) را ۲۰ میلیون تن برآوُرد کرده‌اند.
در زمینه تضعیف بنیه نظامی ایران و تداوم این ضعف اقدام‌های متعدد دیگر از سوی دولت‌های استعمارگر وقت صورت می‌گرفت که پاره ای از این اقدامات از طریق تبلیغات منفی بود. برای مثال: به استهزا ء گرفتن اقدام میرزا آقاسی ایروانی رئیس الوزراء محمد شاه كه قسمت قابل ملاحظه‌ای از پول خزانه كشوررا صرف ریختن «توپ» كرده بود. این استهزاء نیز با همین هدف و با نقشه خارجی صورت می‌گرفت، كه مقام دیگری در صدد تقویت بنیه دفاعی ایران بر نیاید.
«تاریخ» نشان داد كه عمل میرزا آقاسی و نیز امیر كبیر در تقویت ارتش، كار بجایی بود. كار به تمسخر گرفتن عمل میرزا آقاسی (ساختن توپ)، در سال‌های دهه ۱۳۲۰ كه نیمی از این سال‌ها، ایران در اشغال نظامی متفقین بود با همان هدف از سر گرفته شد و این بار به كتاب‎های درسی تاریخ دبیرستان‌ها هم راه یافت تا در ذهن نوجوانان ایران اثر منفی بگذارد و شستشوی مغزی شوند كه دولت دكتر مصدق تالیف كتاب‌های درسی دبیرستانی را از انحصار دولت خارج ساخت ولی پس از او، دوباره به دست دولت افتاد.

 

 


رویدادها

• ۱۳۴۲: آغاز کار راه تازهٔ فرح‌زاد به تهران.

• ۱۳۴۹: آغاز ساخت کتابخانهٔ کودک آبادان.

• علی احسان پاشا فرمانده قوای ترک از راه جلفا وارد تبریز شد و دستور داد شیخ محمدخیابانی، نوبری و سران دیگر دموکرات‎ها را دستگیر نمایند و سپس آنها را به قارص تبعید نمود. (۱۲۹۷ ش)

• قیام‌ مردم‌ مشهد علیه‌ ظلم‌ و استبداد رضاخانی (۱۳۱۴ ش)

• استاد عبدالرحمن فرامرزی مدیر روزنامه کیهان و نماینده ادوار گذشته که از نویسندگان معروف بود درگذشت. (۱۳۵۱ ش)

• جاده هراز با ریزش سنگ‎های بزرگ مسدود شد. (۱۳۵۱ ش)

• گرما در دزفول به ۵۲ درجه رسید. (۱۳۵۱ ش)

• در یک حریق بزرگ در جنوب تهران میلیون‎ها ریال کالا سوخت. مدت آتش سوزی ده ساعت ادامه داشت. (۱۳۵۴ ش)

• کانون وکلای دادگستری در اعتراض به جو قضائی اعلامیه‎ای منتشر نمود. در این اعلامیه از نظام و شکنجه‎های سازمان امنیت سخن رفته بود. (۱۳۵۶ ش)

• شیخ احمد کافی از وعاظ معروف در یک سانحه رانندگی در راه قوچان-مشهد به قتل رسید. (۱۳۵۷ ش)

• روزنامه اطلاعات از قول خبرنگارش در اصفهان خبر بخشیده شدن تبعید آیت الله طاهری را اعلام کرد. (۱۳۵۷ ش)

• آغاز نخستین جشنواره فیلم‎های كوتاه در تهران (۱۳۶۹ ش)

 

زادروزها

  • ۱۳۵۲ – محسن ترکی، داور فوتبال ایرانی
  • ۱۳۵۵ – آناهیتا نعمتی، بازیگر ایرانی تئاتر، سینما و تلویزیون

مرگ‌ها

  • ۱۳۸۲ – زهرا کاظمی، عکاس ایرانی – کانادایی.
  • می پسندم (0)
  • نظری ندارم  (0)
  • نمی پسندم  (0)
Share
لینک کوتاه: http://reforms.ir/fa/news/5216
کلیدواژه ها: