Warning: Parameter 1 to wp_default_scripts() expected to be a reference, value given in /home1/daneshno/public_html/reforms.ir/fa/wp-includes/plugin.php on line 601
بازرگان مخالف دخالت روحانیون در امور اجرایی کشور بود | The Reforms
Warning: Parameter 1 to wp_default_styles() expected to be a reference, value given in /home1/daneshno/public_html/reforms.ir/fa/wp-includes/plugin.php on line 601
سعیدحجاریان: شخص مصدق اصلاح طلب بود نه انقلابی

بازرگان مخالف دخالت روحانیون در امور اجرایی کشور بود

روحانی در مقابل فشارهایی که تاکنون بوده و هست تسلیم نمی شود
اصلاحات | آقای مهندس بازرگان و دکتر شریعتی کسانی بودند که به دنبال اصلاحات دینی در کشور بودند.

سعید حجاریان

به گزارش اصلاحات متن کامل این گفت و گو را در ادامه می خواند:

 به نظر شما آیا اصلاحات به عنوان یک پروژه در دوران ریاست جمهوری رهبر این جریان (خ ا ت م ی) با شکست مواجه شد یا اینکه دست آوردی بهمراه داشت؟!

اصلاحات مختص عصر حاضر نبود بلکه از گذشته یعنی از زمان قائم مقام فراهانی و امیرکبیر هم وجود داشت. منتها این اصلاحات از بالا اعمال میشد یعنی درباری بود. اتفاقا اصلاحات زمان مشروطه خواهی هم وجود داشت یعنی به طور عامیانه می توان گفت که اصلاً مشروطه خواهی یک پروژه اصلاح طلبانه بود نه یک پروژه انقلابی، مشروطه خواهی انقلابی نبود! حتی اوایل حکومت رضاخان هم یک عده ای بودند که دنبال اصلاحات حقوقی در مجلس اولیه بود منتها به روش خودش؛ یعنی اصلاحات آمرانه و از بالا!! حرکت دکتر مصدق هم یک حرکت اصلاحی بود.

حتی  محمدرضا شاه هم دنبال حرکت اصلاحی بود مثلاً همین پروژه اصلاحات ارضی که در سال ۱۳۴۰ به راه انداخت. بعضی کارهای شاه بسیار نمایشی بود اما برخی پروژه هایش مانند بندهای انقلاب سفید را می توان شامل اصلاحات واقعی دانست. مثل به راه انداختن سپاه دانش و بهداشت  و تقسیم اراضی. منتها محمدرضا شاه بعدتر دیگر به سمت دیکتاتوری مطلقه پیش رفت و اصلاحات سیاسی را رها کرده و به دنبال ژاندارمی حرکت کرد. در همان زمان هم کسانی مانند امینی و ارسنجانی و اصفیا و عالیخانی در دیوان و اداری در حکومت پهلوی دوم حضور داشتند که به دنبال اصلاحات بودند.

 

 یعنی شما پروژه آقای مصدق را اصلاحی می­دانید؟

بله اصلاحی بوده، مصدق انقلابی نبود.

 

 بسیاری از منتقدین دکتر مصدق در داخل و خارج کشور این مسأله را مطرح می­کنند که حرکت مصدق اشتباه بوده و او را انقلابی می­دانند آیا به نظر شما طرح این مساله درست است؟!

من کاری به اینکه حرکت مصدق درست یا غلط بوده ندارم. اما می توانم بگویم که خود شخص مصدق اصلاح طلب بود نه انقلابی!! چرا که او دنبال این بود که شاه بماند و سلطنت کند نه حکومت. مصدق به دنبال قانون اساسی مشروطه بود. در حالیکه مرحوم دکتر فاطمی یک انقلابی بود. موضع فاطمی با مصدق فرق داشت.

 

 

 شکل گیری اصلاحات دینی در کشور را چطور ارزیابی می کنید؟!

در زمینه اصلاحات دینی باید بگویم که قبل از انقلاب هم این نوع اصلاحات یعنی اصلاحات دینی وجود داشته و آقای مهندس بازرگان و دکتر شریعتی کسانی بودند که به دنبال اصلاحات دینی در کشور بودند. بعدش هم دکتر سروش راه این اشخاص را ادامه داد و در دولت هاشمی سروش و دیگران در حلقه کیان بیشتر به دنبال همین اصلاحات دینی بودند. البته ذکر این نکته ضروری است که اصلاحات دینی در زمان سید جمال اسدآبادی آغاز شده بود

 

نظریه اخیر آقای دکتر سروش را چگونه می­بینید؟

بالاخره آن هم یک بحث تازه در زمینه اصلاحات دینی است.

 

 اصلاحات بعد از انقلاب چطور؟ یعنی اصلاحات پس از انقلاب را چطور ارزیابی می کنید؟!

اوایل انقلاب که به صراحت می توان گفت اصلاحاتی نبوده! جنگ و درگیری­ها و اتفاق های شکل گیری یک نظام جدید در کشور و جود داشت که اصولا اصلاحاتی نمی شد انجام داد. اما در دوران بعد از جنگ آقای هاشمی دنبال اجرای پروژه اصلاحات اقتصادی بود و توانست اصلاحات سازندگی در کشور را شکل دهد.

 

 پس شما معتقدید اصلاحات آقای خ ا ت م ی شکست نخورده است؟

بله اصلاحات دوره آقای خ ا ت م ی با بنیان سیاسی شکست نخورده و مقولاتی چون جامعه مدنی، گفتگوی تمدنها، شایسته سالاری و مردمسالاری دینی و خیلی بحث­هایی که از زمان ما بود اصلاحات سیاسی بود.

 

 به نظر شما این حرکتی که در دولت آقای روحانی دارد اتفاق می­افتد، تداوم حرکت اصلاحی آقای خ ا ت م ی است؟

من مقاله ای دارم تحت عنوان عادی سازی و نرمال سازی و در آنجا توضیح دادم که برنامه این دولت نه دموکراتیزاسیون که نرمالیزاسیون است و هدف روحانی عبور از شرایط استثنایی دولت های نهم و دهم و بازگرداندن شرایط به حالتی نرمال در کشور و جامعه است.

منظور من این نیست که دولت روحانی دنباله روی دولت اصلاحات است اما کاری که می کند زمینه ساز بازگشت اصلاحات زمان آقای خ ا ت م ی است. اصلاحات دوران ریاست جمهوری خ ا ت م ی به یک معنا دموکراتیزاسیون بوده یعنی به راه انداختن پروژه مردمسالاری دینی در ایران اما هم اکنون دغدغه دولت روحانی این نیست، بلکه پروژه­اش عادی سازی است عادی سازی با جهان. زیرا اوضاع کشور در زمان دولت قبلی به قدری خراب شده که روحانی ابتدا به ساکن باید کاری کند تا شرایط عادی بشود.

 

شما خودتان را از ملی ـ مذهبی ها جدا می کنید اما به نظر می­رسد از تجربه آنها با وجود اینکه از قدرت کنار گذاشته شده اند استفاده می­کنید نظرتان در این مورد چیست؟!

اگر معنای شما از ملی ـ مذهبی سازمان ملی ـ مذهبی است بله من عضو نیستم اما اگر محتوا را می فرمایید  من هم ملی و هم مذهبی هستم. خودم را ملی و مذهبی می­دانم. داخل خود سازمان ملی ـ مذهبی هم افردای داریم که یک گروه نیستند بلکه یک طیف و جریان خیلی گسترده تر هستند. آقای پیمان هم داخل این جریان است، مهندس سحابی هم است و نهضت آزادی و دکتر یزدی و امثال آقای اشکوری هم شامل این طیف می شوند در حالی که بین آنها هم در مواردی اختلاف هم وجود دارد.

 

 اما به نظر می رسد شما در مورد ولایت فقیه و حکومت دینی نظرتان با این جریان متفاوت است؟

نظرم را در این خصوص در مجله کیان قبلاً گفتم. مثلاً فرض کنید آقای دکتر شریعتی جزء طیف ملی مذهبی ها است اما کتاب امت و امامت ایشان در خصوص مسأله ولایت فقیه زیاد به این جریان نزدیک نیست. می شود گفت که پایه این موضوع در این کتاب هم است. به طور مثال شما نگاه کنید خیابانی به نام بازرگان نداریم اما خیابان، بیمارستان و مدرسه ها زیادی  به نام دکتر شریعتی در کل کشور وجود دارد و هر سال از ایشان تقدیر می شود.

در حالیکه سوال اینجاست که چه فرقی بین مهندس بازرگان و دکتر شریعتی وجود دارد؟ با اینکه بازرگان رفیق مطهری بود و مطهری و بازرگان مشترکاً علیه دکتر شریعتی نامه دادند. مگر بازرگان به مطهری نزدیک نبود؟ مطهری هم به امام خیلی نزدیک بود.

در حالیکه بازرگان نخست وزیر امام بود اما خیابانی به اسم بازرگان در کشور نداریم.!! دلیلش همین مسأله ولایت فقیه است که بازرگان مخالف آن بود. البته منم نظرم نظر دکتر شریعتی نیست و پیش تر از این نظرم را در مجله کیان گفته ام. به نظر بازرگان هم نزدیک نیست.  نظر من در خصوص ولایت فقیه نظر دیگری است.

بله درست است من افکار ملی ـ مذهبی دارم زیرا من همه کتاب مهندس بازرگان را خوانده ام. ایشان یکی از رفرنس­های ما در دانشگاه بوده و من همه کتابهایش را در زمان دانشجویی خوانده ام. بازرگان حرفهای جدی دارد. برخی سخنانش پوزیتیویستی است مقاله ای دارم که بازرگان را نقد کردم. نقد من به شریعتی هم موجود است و می توانم بگویم دیدگاه انتقادی به همه آنها دارم.

 

 نظرتان در مورد کنارگذاشته شدن این شخصیت­ها (مهندس بازرگان و ملی مذهبی ها) چیست؟!

این کار غلط بوده و ایشان مانند باید مثل بقیه شهروندان ایران باید اجازه داشته باشند که حزبشان رسمی شود و فعال شود. بنده حتی با نظر آقای محتشمی مخالفم و آن را نظر بی ربطی در این مورد می­دانم. حتی در مورد مصدق من نظر امام را که گفته ایشان مسلمان هم نبوده را نقد کرده و از مصدق کاملاً دفاع کرده ام.

 

 اما مسایلی در دهه ۶۰ اتفاق افتاد که طیفی که شما هم وابسته به آن هستید مانند دوستان شما در دولت آقای موسوی و بعد در دولت آقای هاشمی و خ ا ت م ی که مسئولیت­هایی داشتند، حاضر به جمع بندی اصولی از اتفاقات دهه ۶۰ نیست و می­خواهند از زیر بار این مسایل شانه خالی کنند یا توجیه می­کنند و می­گویند ما ملی­ ـ مذهبی ها را آویزان نکردیم. اشخاصی مثل آقای محتشمی پور که وزیر کشور و از نزدیکان به رهبر انقلاب در آن زمان بودند از برخوردی که با طیف ملی ـ مذهبی­ها شده، دفاع می­کردند یا بعضی جاها دوستانتان سکوت کردند؛ نظرتان در این باره چیست؟!

برخورد با ملی ـ مذهبی ها از جانب رفقای ما نبوده، در اول انقلاب حزبی وجود داشت به نام حزب جمهوری اسلامی که اختلاف جدی با نیروهای ملی ـ مذهبی داشتند. تا قبل از آن همه اینها داخل شورای انقلاب بودند اما آقای بازرگان کابینه اش را یک دست و فقط از طیف ملی اعم از مذهبی و غیرمذهبی انتخاب کرد. از همان موقع مرزبندی معلوم بود آیا در بین نیروهای انقلاب فقط همان ها بودند؟ یا بودند کسانی که می­شد از آنها استفاده کرد؟ خب استفاده نشد مرحوم بازرگان اعتقاد نداشت. البته به من یکی حکم داد (حفاظت اطلاعات نیروی دریایی) و من از این جهت با ایشان دعوا ندارم (خنده)!

 پس بازرگان در شناخت افراد بسیار مدبرانه عمل کرده و از شما که جوانتر بودید استفاده کرده.

بله اما منتها میخواهم بگویم که آیا بین بقیه نیروهای موجود در آن دوره افراد مصلح دیگری نبودند تا برای کابینه خودش انتخاب کند؟!

 

به نظر بنده به دلیل اعتمادی که به این اشخاص داشت از این اشخاص برای کابینه استفاده کرده و شرایط اضطراری بوده و دولتی موقت باید مسئولیت را عهده دار می­شد که بین اعضای کابینه همگرایی باشه و مورد اعتماد رییس دولت باشند.

شما می دانید که مطهری، مهندس بازرگان را برای نخست وزیری به امام معرفی کرد! آیا این موضوع کافی نبود تا طرفداران شهید مطهری هم در کابینه بازرگان حضور داشته باشند؟ بازرگان می توانست حداقل از حلقه اطرافیان مطهری در کابینه موقت استفاده کند.

 

 به نظر بنده انتخاب بازرگان هم کاملاً درست بود چون شخصیت مقبول همه جریانات و احزاب سیاسی انقلابی آن زمان محسوب می­شده که می­توانست در تثبیت وضع انقلابی و ایجاد آرامش دربین ملت و کشور کمک کند. یک شخصیت کاملاً انسانی و اخلاقی که هم در بازاریان و دانشگاهیان و هم در بین روحانیون مقبولیت داشت که امروزه علی رغم اینکه نه نیروهای بازرگان و نه ملی ـ مذهبی ها در قدرت نیستند اما همچنان شبکه­های ماهواره­ای و سلطنت طلبان و سکولارها بیشترین حمله را به آنها می­کنند و حتی بازرگان را مسئول تثبیت انقلاب می­دانند.

بله بازرگان آدم متدین و اخلاقی بود و مطهری مجذوب ایشان بود. آدم زندان رفته، شکنجه شده، مبارز و دانشگاهی و مدیر و مدبر بود. کسی نمی توانست جای ایشان باشد اما کابینه اش می­توانست جامع الاطراف تر باشد ولی نشد. که البته بنده معتقدم سلیقه اش این گونه بود.

 

 نظر بازرگان در خصوص به کار گیری روحانیون در دولت چه بود؟!

ایشان مخالف بود، بازرگان به شدت مخالف حضور روحانیت در کارهای اجرایی بود و یکی از حرف هایش این بود که می گفت اینها کار بلد نیستند.

 

 خب درست می­گفت.

یعنی هاشمی بلد نبود؟

 

 نه بلد نبود چون هاشمی تجربه کرد. زیرا خیلی از  اتفاق هایی که امروز دامنگیر ملت و جریانات روشنفکری شده، محصول بی تجربگی ایشان است.

اگر هاشمی در کابینه بازرگان بود اوضاع خیلی بهتر می­شد. آقای خ ا ت م ی در دوران اصلاحات یک شعار درستی داشتند و آن  «تبدیل معاند به مخالف، مخالف به موافق» بود که نمونه یک تفکر جذبی در کشور است. بازرگان برخی مواقع افراد را دفع می کرد و یک مقدار لجباز بود.

 

خب چرا بعداً اتفاقات تندی پیش آمد که منجر به استعفای دولت موقت و اتفاقات دهه ۶۰ شد؟

ببینید بعداً مشکلات بسیاری را سازمان مجاهدین خلق به وجود آورد و همه را به جان هم انداخت و فکر می­کرد که می­تواند نهضت آزادی را سمت خود بکشاند. سازمان یک جبهه تشکیل داد. سازمان مجاهدین، جاما (دکتر پیمان) و … همه با هم متحد شدند. بازرگان می خواست وسط این جریان بایستد. موقع جنگ داخلی بین سازمان و دستگاهها می گفت هر دو فرزندان من هستند. در حالیکه نمی شد وسط این جریان ایستاد زیرا کار سختی بود. تا جاییکه مقداری هم دلزدگی ایجاد کرد به گونه ای که حتی مهندس سحابی، رجایی و دکتر چمران هم از ایشان جدا شدند . بعد هم در داخل خود نهضت شکاف ایجاد شد و هنوز هم بین دکتر یزدی و مهندس صباغیان لااقل دو گرایش وجود دارد. نهضت آزادی نتوانست به کار خودش ادامه دهد و کادرسازی نکرد. و این عدم کادرسازی ناشی از گرایش فکری مهندس بازرگان و دوستانش بود که نخبه گرا هستند.

 

اما بخش اصلی عدم کادرسازی ناشی از عدم امکاناتی است که حاکمیت برای نهضت و ملی ـ مذهبی ها به وجود آورد.

بله این هم است. اما بازرگان اگر نخبه گرا نبود همان اول انقلاب می توانست تشکیلاتش را گسترش دهد و نهضت اینقدر بسته نمی ماند.

 

اما رهبر انقلاب دستور انحلال نهضت را داد و جلوی فعالیت آنها با همان دستور از آن زمان تا به حال بی هیچ دلیل قانونی گرفته شده است.

معلوم نیست که نامه درست باشد. دکتر یزدی می گوید که بنده نسبت به این نامه شک دارم. نامه ای اگر هست نشان بدهند.

 

شما سال گذشته در یک مصاحبه به علوم انسانی حمله کردید و از شما نقل شده که از بی هویتی و غیربومی بودن علوم انسانی در دانشگاه­های کشور انتقاد کرده اید. چرا؟

این موضوع ساختگی است. من معتقدم که چقدر دانشگاهها مانند پیام نور و دانشگاه آزاد تند تند دانشجو می گیرند و یک جزوه می­دهند و یک مشت بی سواد تربیت می کنند. طرف دکترای علوم انسانی دارد نمی تواند یک جمله عربی بخواند. یک جمله حقوقی بخواند و انشاء درستی ندارند. منظور من این بود. دانشجوی حقوق، جامعه شناسی و … بی سوادند. استاد بی سواد است دانشجوی بی سواد داریم. من به ماهیت علوم انسانی حمله نکردم بلکه می گویم دانشجوها بی سوادند چون استاد بی سواد است و به همین خاطر علوم انسانی با این وضع بی هویت شده در ایران. مقاله و جزوه هایی که به اینها می دهند بی محتواست و به اینها می گویند شبه علم (Pseudoscience). الان در دورترین نقاط هم دکترا می دهند. استاد سرقت علمی می کند و دکتر دانشگاه تهران سارق علمی است. در ایران آمده اند هابرماس را محاکمه می کنند. مگر می شود محاکمه کرد. من همیشه از وبر بحث کرده ام.

 

 علوم انسانی اسلامی چیست؟!

یک چیز بی ربط. اصلاً متونش کجاست!؟

 

شما در معادل سازی علوم انسانی به مدل­های غربی تکیه می­کنید، فکر نمی­کنید این راهبرد به خطا می انجامد؟

نه همه را باید با دقت خواند و استفاده کرد. می شود دقت کرد و به خطا نرفت.

 

نظر شما در مورد اینکه دوستان اصلاح طلب خیلی تلاش کردند تا عارف به عنوان رییس مجلس شود را چگونه ارزیابی می­کنید؟ آیا این موضوع یک خطای تاکتیکی نیست؟

بله اشتباه کردند. موضع بنده این بود که یک فراکسیون داریم برجام؛ و یک فراکسیون داریم نابرجام. فراکسیون برجام هم عارف داخلش هست و هم لاریجانی و نابرجام هم پایداری ها هستند. باید این را پر رنگ کرد اما این کار را نکردند و فراکسیون عارف و لاریجانی از یکدیگر جدا شدند. البته لاریجانی هم حاضر به تعامل برای ترکیب هیأت رئیسه نشد. اما روی هم رفته بنده به مجلس دهم خوشبین هستم.

 

 پروژه عبور اصلاح طلبان از آقای روحانی را چگونه ارزیابی می­کنید؟

روحانی را در انتخابات ۹۶ بی رقیب می دانم و معتقدم که وی باید از قدرت اقناع بالای خود بیشتر استفاده کند.

 

 عده ای در جناح مقابل مخصوصاً طرفداران احمدی نژاد ادعا دارند که اصلاح طلبان قصد عبور از روحانی را دارند؟

اصلاح طلبان از روحانی عبور کنند؟! بعد به کجا بروند؟ مگر کسی غیر از او را دارند؟ در این وضعیت آشفته مگر غیر از روحانی شخصی را دارند که بخواهد برجام را پیگیری کند؟

این حتماً به ضرر اصلاح طلبان تمام می شود. حتی اصولگرایان هم نباید از روحانی عبور کنند. به فرض محال اگر خود روحانی هم نخواهد نامزد ریاست جمهوری دوازدهم شود، باید هر دو گروه اصلاح طلب و اصولگرا سراغ وی بروند و از او بخواهند نامزد شود. چرا که  غیر از او شخص شایسته دیگری وجود ندارد.

برای رفع رکود، جذب سرمایه گذاری خارجی، سامان دادن امور داخلی کشور کسی جز روحانی برنامه ندارد. اصولگرایان برنامه ندارند. اصلاح طلبان هم فعلاً برنامه اقتصادی مشخصی ندارند. در زمینه سیاست خارجی هم فعلاً کسی جز روحانی برنامه ای ندارد. حرف زدن با عمل فرق می کند. همین بیمه همگانی که آقای قاضی زاده هاشمی برای افراد فاقد بیمه کشور کرد در جهت رسیدگی به طبقات محروم بود یا اقداماتی که آقای ربیعی در زمینه رفاه انجام می دهد. زمان احمدی نژاد تورم به ۴۰ درصد رسید. تورم هم یعنی دزدی از جیب فقرا و ریختن آن به جیب ثروتمندان.

 

 عملکرد آقای روحانی را طی این سه سال چگونه می بینید؟

روحانی در ذهن خود برنامه­هایی داشت. برنامه ای که مسأله برجام را حل کند. تحریم ها را بردارد. خرابکاری های دولت قبل را جبران کند. نسبتاً موفق هم بود. اگر هم در برخی نقاط توفیقی نداشت بیشتر به خاطر سنگ اندازی هایی است که انجام گرفت و می گیرد. همین اشغال سفارت سعودی را ببینید چقدر مشکل برای دولت درست کرد به گونه ای که حج تمتع امسال تعطیل شد. برکناری فرجی دانا توسط مجلس هم همین طور. حتی در روز آخر مجلس نهم هم شاهد سنگ اندازی های برخی نمایندگان علیه دولت بودیم به طوری که آقای مجید انصاری هم پشت تریبون گفت روز آخر مجلس است ولی برخی آقایان هنوز هم دست بردار نیستند. روحانی بسیار دست تنها است. فقط ما اصلاح طلبان از ایشان دفاع می کنیم و مابقی همه سکوت اختیار کرده اند.

 

 آیا در انتخابات ۹۶ فضای دوقطبی شکل می گیرد؟ و احتمال دارد وی برای دوره بعد نامزد نشود؟

من قطبی در مقابل روحانی نمی بینم. آقای روحانی در مقابل فشارهایی که تاکنون بوده و هست تسلیم نخواهد شد. فقط اگر فشارها طوری باشد که احساس کند برجام منتفی می شود وضع فرق می کند. یعنی ائتلافی در داخل و خارج کشور برای به بن بست رسیدن برجام شکل گیرد که بتواند آنرا به شکست بکشاند. البته خارجی ها نسبت به اجرای برجام تعهد داده اند و به ویژه اروپایی ها زیر بار آمریکا نمی روند. اروپا با ما رابطه برقرار کرده است و به همین دلیل بین آمریکا و اروپا شکاف افتاده است.

 


  • می پسندم (6)
  • نمی پسندم  (1)
  • نظری ندارم  (1)
Share
لینک کوتاه: http://reforms.ir/fa/news/5384
کلیدواژه ها:
یک دیدگاه
  1. Fatal error: Uncaught Error: Call to undefined function mysql_query() in /home1/daneshno/public_html/reforms.ir/fa/details/plugins/comment-rating/comment-rating.php:219 Stack trace: #0 /home1/daneshno/public_html/reforms.ir/fa/details/plugins/comment-rating/comment-rating.php(457): ckrating_get_rating('176') #1 /home1/daneshno/public_html/reforms.ir/fa/wp-includes/plugin.php(235): ckrating_comment_class(Array, '', '176', Object(WP_Comment)) #2 /home1/daneshno/public_html/reforms.ir/fa/wp-includes/comment-template.php(506): apply_filters('comment_class', Array, '', '176', Object(WP_Comment), NULL) #3 /home1/daneshno/public_html/reforms.ir/fa/wp-includes/comment-template.php(411): get_comment_class('', Object(WP_Comment), NULL) #4 /home1/daneshno/public_html/reforms.ir/fa/details/themes/dualshock/functions.php(191): comment_class() #5 /home1/daneshno/public_html/reforms.ir/fa/wp-includes/class-walker-comment.php(180): mytheme_comment(Object(WP_Comment), Array, 1) #6 /home1/daneshno/public_html/reforms.ir/fa/wp-includes/clas in /home1/daneshno/public_html/reforms.ir/fa/details/plugins/comment-rating/comment-rating.php on line 219